تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی نظام صنفی کشاورزی ایران
پایگاه اطلاع رسانی نظام صنفی کشاورزی ایران

مدیران نظام صنفی كشاورزی اغلب كشاورزانی موفق هستند كه مزرعه خود را به بهترین شكل مدیریت می‌كنند. اكثر آنها فنون كشاورزی را از پدران خود آموخته‌اند و بخشی نیز دارای تحصیلات كشاورزی هستند.

 

مدیریت یك سازمان مانند نظام صنفی با مدیریت یك مزرعه كاملا متفاوت است به همین دلیل بسیاری از كشاورزان موفقی كه به سِمَت هیئت مدیره یا مدیر اجرایی نظام صنفی برگزیده شده‌اند، نتوانسته‌اند وظایف مدیریتی خود را به نحو اكمل اجرا كنند. بررسی ها نشان داد كه با آموختن مبانی علم مدیریت و اصول علم مدیریت، عملكرد این افراد به طرز چشمگیری بهبود می‌یابد.

 

جزوه آموزشی "آشنایی با اصول علم مدیریت برای مدیران نظام صنفی كشاورزی"، مبانی علم مدیریت را به زبانی ساده معرفی می كند.

  

موضوع هایی كه در این متن با آنها آشنا خواهیم شد عبارت است از:وظایف مدیر، مدیریت امور مالی، مالیات دفاتر مالی، اسناد مالی، دوره مالی، صورت های مالی حسابرسی، بودجه ریزی امور مالی در نظام صنفی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت عملیات، پنج وظیفه اصلی مدیران نظام صنفی، عملیات اختصاصی نظام صنفی برای دستیابی به اهداف و غیره. نویسنده این جزوه آموزشی مهندس سعید بهشتی است.

 

دانلود جزوه آموزشی آشنایی با اصول علم مدیریت برای مدیران نظام صنفی كشاورزی

 



ارسال در تاریخ یکشنبه 25 بهمن 1394 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

"مذاکره" علاوه بر آن كه به عنوان یك "مهارت" و "دانش" یا "تكنیك "مطرح است و به مانند هر مهارتی نیاز به فراگیری دارد، اما از سویی دیگر تقویت این مهارت در زمینه کارگروهی بعنوان یك "نیاز" بسیار مهم برای تشكل های اجتماعی نظیر NGOها، تشكل های كشاورزی و نظام های صنفی موضوعیت دارد و  به یاد داشته باشیم كه یادگیری مستمر و مدیریت اطلاعات از مواردی است که باعث پیشرفت تشکل‌ها و ارتقای ظرفیت های آنها می شود. در مطلب ارائه شده با عنوان:" شش شیوه مذاكره" به زبانی ساده با مفاهیم و كاربردهای عملی اصل مذاكره آشنا می شویم. شناخت انواع مذاکره (یک‌بار برای همیشه - مذاکره بلند‌مدتمذاکره برد- باخت، مذاکره باخت برد، مذاکره باخت- باخت، مذاکره سازش، مذاکره عدم معامله و مذاکره برد- برد از جمله عناوبن این متن آموزشی است.

 

اشاره

 

    توانایی مذاکره به نفع خودتان در هر شرایطی، تعیین‌کننده موفقیت‌تان در کسب‌وکار و زندگی است. مذاکره مهارتی کلیدی است که بر همه اعمال و گفتارتان و تقریبا همه تعاملات‌ شخصی و کاری‌‌ اثر می‌‌گذارد. اگر نتوانید به نفع خودتان مذاکره کنید، خودبه‌خود قربانی افرادی می‌شوید که نسبت به شما مذاکره‌کنندگان بهتری هستند. اگر مذاکره‌کننده خوبی باشید، همیشه درآمد بهتری دارید و معاملات بهتری انجام می‌دهید. گرچه اغلب متون آموزشی مذاكره بر مذاكرات تجاری و اقتصادی تمركز دارند اما با كمی ابتكار و تفكر می توان این فنون را در همه عرصه ها ، حتی گفت و گو های خانوادگی تصری داد .

مذاکره قابل یادگیری است

حتی کودکان هم مذاکره می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که در آغوش گرفتن‌ و مهرورزی واحد پول رایج مذاکره با والدین و خویشاوندان  است. فعالیت‌هایی مثل مذاکره (یا عدم مذاکره)، مصالحه (یا عدم مصالحه) و تلاش برای آشتی دادن سلایق متضاد، بخشی حیاتی از زندگی انسان است. توانایی شما برای مذاکره می‌تواند تفاوت چشمگیری در زندگی مالی، ‌شغل، روابط و تقریباً همه داد و ستدهای زندگی روزمره ایجاد ‌کند

خوشبختانه، مذاکره یک مهارت است و هر مهارتی قابل یادگیری‌ است. هرکسی که امروز مذاکره‌کننده‌ای فوق‌‌العاده است، زمانی مذاکره‌ کننده ضعیفی بوده که معاملاتی بسیار بدتر از امروز انجام می‌داده است. هرچه بیشتر اصول مذاکره را یاد بگیرید، به آن بیندیشید و تمرین کنید، به مذاکره‌کننده بهتری تبدیل می‌شوید. وقتی به نتایج بهتری دست یابید، احساس شادی، اعتمادبه‌‌نفس و مسئولیت‌پذیری بیشتری خواهید داشت.

 انواع مذاکره

دو نوع مذاکره وجود دارد كه هر یک هدفی متفاوت و نتیجه مطلوب متفاوتی دارد. مشکل اینجاست که مذاکره‌کنندگان اغلب آن‌ها را با هم اشتباه می‌گیرند و برعکس نتایجی که ‌می‌توانستند با شفافیت درباره کار و هدفشان به دست آورند، نتایج نامطلوبی کسب می‌کنند

نخستین نوع مذاکره یا نوع «الف» را شیوه «یک‌بار برای همیشه» می‌نامند. در این حالت، فقط تصمیم می‌گیرید یک‌بار با طرف دیگر مذاکره یا معامله کنید و دیگر هرگز آن را تکرار نکنید. هر یک از طرفین مذاکره فقط یک هدف دارد: کسب بالاترین یا پایین‌ترین قیمت و بهترین مفاد و شرایط برای این خرید یا فروش  که دیگر تکرار نخواهد شد.

بی ملاحظه باشید!

در مذاکره نوع «الف» شرایطی خصمانه نسبت به طرف مقابل دارید. اگر او خریدار باشد، هدفش این است که کمترین قیمت را به شما بپردازد و اگر فروشنده باشد، می‌خواهد بیش‌ترین قیمت ممکن را از شما بگیرد. او دوست شما نیست. مهم نیست چقدر لبخند می‌زند یا چقدر مؤدب و خوش‌رفتار است، او فقط به خودش و سود یا منافعش فکر می‌کند. در پایان مذاکره اصلا برایش مهم نیست که شما خیلی زیاد پرداخت کرده‌اید یا خیلی کم گرفته‌اید.

در این نوع مذاکره، باید آرام، با تدبیر و خودخواه باشید. شما می‌توانید از هر ترفندی برای انجام بهترین معامله استفاده کنید . باید بدانید وقتی این مبادله تمام شد، دیگر هرگز این شخص را نمی‌بینید یا درباره‌اش چیزی نمی‌شنوید. مهم نیست که این فرد شما را دوست داشته باشد، به شما احترام بگذارد، یا بخواهد دوست شما باشد. مسئله مهم این است که شما بهترین معامله ممکن را انجام دهید.

مذاکره بلندمدت

نوع دوم مذاکره، مذاکره بلند‌مدت یا نوع «ب» است. یعنی وقتی قصد دارید توافق‌ پیچیده‌تری را در یک دوره زمانی بلند‌مدت انجام دهید. در این حالت، به دلیل ماهیت محصول، خدمت، قرارداد یا توافق مورد بحث، شاید مجبور شوید که ماه‌ها یا سال‌ها با همان فرد یا سازمان کار کنید. ارتباطات دوستانه در این مذاكرات نقش مهمی دارند . این ارتباطات سالها پابرجا می مانند و سبب تعامل طرفین در شرایط گوناگون می شود.

شش شیوه مذاکره

چندین روش مختلف برای مذاکره وجود دارد، ‌اما باید شیوه مذاکره مورد استفاده‌ خود و خروجی و نتیجه مطلوبتان را مشخص کنید.

1-      مذاکره برد- باخت

اولین شیوه یعنی «مذاکره برد- باخت» زمانی اتفاق می‌افتد که گروه «الف» هرچه می‌خواهد را به دست می‌آورد و گروه «ب» می‌بازد. هدف مذاکرات نوع «الف» همین است. این رویکرد در مبادلات یک‌باره به کار می‌رود که می‌خواهید به بالاترین قیمت بفروشید یا به پایین‌ترین قیمت بخرید. هدف شما از این نوع مذاکره یافتن دوستان یا ایجاد روابط بلند‌مدت نیست، بلکه صرفاً‌ انجام بهترین معاملة ممکن است. همچنین خیلی اهمیت نمی‌دهید که طرف مقابل از قیمت‌‌ها و شرایط ناراحت یا ناراضی باشد. هدف شما بُرد است.  

مسلما این مذاکره‌ای نیست که منجر به همکاری و مبادلات بیشتر شود، مگر در شرایط خاص، مثلاً وقتی که برای دریافت پول نقد فوری دارایی‌تان را در رهن می‌گذارید. در این حالت، دلال رهن برنده است، زیرا بخش کوچکی از قیمت واقعی آن دارایی را می‌پردازد و شخصی که دارایی‌اش را در رهن می‌گذارد بازنده است، زیرا بخش کوچکی از آن قیمت واقعی را به دست می‌آورد.

2-       مذاکره باخت برد

دومین شیوه مذاکره «مذاکره باخت- برد» است که نقطه مقابل مذاکره برد- باخت است یا، به عبارت دیگر، برعکس شیوه اول است. طرف «ب» هرچه می‌خواهد را به دست می‌آورد و طرف «الف» می‌بازد. نیازهای «ب» تأمین می‌شود، درحالی‌که نیازهای «الف» برآورده نمی‌شود. این رویکرد مذاکره زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که هر طرف، طرف دیگر را رقیب و دشمنی می‌بیند که باید به هر روش ممکن از او سبقت بگیرد.

3-      مذاکره باخت- باخت

رویکرد سوم «مذاکره باخت- باخت» است. در این حالت، دو گروه وارد معامله‌ای می‌شوند که هیچیک از آن‌ها راضی نیست، زیرا هیچیک آن چیزی که امیدوار بود را به دست نمی‌آورد. این نوع مذاکره اغلب با خصومت، عداوت و جدل همراه است.

برای مثال،‌ شوهر به خانه می‌آید و به همسرش می‌گوید،‌«بیا امشب برای شام بیرون برویم. دوست داری کجا برویم؟» همسرش پاسخ می‌دهد که مایل است بیرون بروند و چلو كباب بخورند. او پاسخ می‌دهد که از چلوكباب خسته شده و غذای فست فود را ترجیح می‌دهد. همسرش می‌گوید اخیراً بیش از حد غذای فست فود خورده است و به آن علاقه‌ای ندارد. آن‌ها برای حفظ آرامش،‌ سرانجام توافق می‌کنند تا بروند و ماهی بخورند، که مورد علاقه هیچ‌کدامشان نیست، اما به نظر می‌رسد که تنها راه مصالحه‌ای است که در این شرایط جواب می‌دهد.

این یک مذاکره باخت- باخت است. نه زن به خواسته‌اش می‌رسد و نه شوهر. اما نتیجه مذاکره را می‌پذیرند تا حداقل چیزی بیش از هیچ‌چیز به دست آورند.

4-       مذاکره سازش

چهارمین نوع مذاکره «سازش» نام دارد. در مذاکره سازش،‌ هر دو طرف چیزی به دست می‌آورند و در نتیجه راحت‌ترند، اما نیازهای هیچیک از آن‌ها به طور کامل ‌تأمین نمی‌شود. در انتها، با دلخوری مذاکره را ترک می‌کنند. آن‌ها آن قدر ناخشنود نیستند که از انجام قرارداد امتناع کنند، اما چندان هم به نتایج مذاکره خوش‌بین نیستند.

5-      مذاکره عدم معامله

شیوه پنجم «مذاکره عدم معامله» نام دارد. در این حالت، شما و طرف مقابل شرایط، نیازها و علایقتان را مطرح می‌کنید و می‌فهمید که نمی‌توانید  به توافق برسید و تشابه فکری ندارید. پس توافق می‌کنید که توافق نکنید و بدون هیچ خصومت یا ناخشنودی راه خودتان را ادامه می‌دهید. این امکان برای هردویتان وجود دارد تا در زمان دیگری که شرایط متفاوت است با هم مذاکره کنید.

برای مثال می‌خواهید چیزی را بخرید، اما قیمت بسیار بالا است. شما قیمت پایین‌تری را پیشنهاد می‌دهید، اما طرف مقابل پیشنهادتان را رد می‌کند. شما قیمت بالاتری نمی‌دهید و او هم قیمت پایین‌تری نمی‌دهد. پس معامله‌ انجام نمی‌شود.

6-      مذاکره برد- برد

در نهایت، بهترین نوع معامله «مذاکره برد- برد» است. این همان چیزی است که می‌خواستید. در مذاکره برد- برد، هر دو طرف احساس برنده شدن دارند. هر دو طرف احساس می‌کنند که معامله فوق‌العاده‌ای انجام داده‌اند. هر دو طرف خوشحال،‌ راضی و مشتاق به اجرای تعهدات و انجام معاملات بیشتر با همین اصول یا اصول مشابه هستند.

در اغلب موارد، مذاکره برد- برد نیازمند رسیدن به گزینه سومی است که بهتر از گزینه‌‌های اولیه طرفین است. هر دو طرف با مجموعه‌ای از ایده‌ها، علایق و شرایط ثابت ذهنی به مذاکره وارد می‌شوند. آن‌ها اغلب متوجه می‌شوند که سازش بین دو شرایط مختلف غیرممکن است. اما بعد جایگزین سومی را پیدا می‌کنند که در اغلب موارد با گزینه‌‌های طرفین در بدو ورود به مذاکره، متفاوت است.

مذاکره برد- برد زمانی روی می‌دهد که جایگزین سوم، از پیشنهادات اولیه طرفین برتر است.

 همواره آمادگی این را داشته باشید که متفاوت بیندیشید. نتیجه مطلوب برای هر یک از طرفین مذاکره را به دقت مشخص کنید و سپس ببینید آیا می‌توانید راهی برای دستیابی به آن اهداف دوجانبه پیدا کنید تا همه احساس برنده شدن داشته باشند

تذكر مجدد

توانایی مذاکره به نفع خودتان در هر شرایطی، تعیین‌کننده موفقیت‌تان در کسب‌وکار و زندگی است. مذاکره مهارتی کلیدی است که بر همه اعمال و گفتارتان و تقریبا همه تعاملات‌ شخصی و کاری‌‌ اثر می‌‌گذارد. اگر نتوانید به نفع خودتان مذاکره کنید، خودبه‌خود قربانی افرادی می‌شوید که نسبت به شما مذاکره‌کنندگان بهتری هستند. اگر مذاکره‌کننده خوبی باشید، همیشه درآمد بهتری دارید و معاملات بهتری انجام می‌دهید.

شاید بتوان زندگی را به‌شکل یک جلسه مذاکره طولانیِ از گهواره تا گور دید. مذاکره هیچگاه متوقف نمی‌شود. مذاکره بخش اساسی زندگی و ارتباط با دیگران است. این عمل باعث می‌شود افراد با ارزش‌ها و علایق مختلف روش‌هایی سودمند برای زندگی و کار در کنار همدیگر پیدا ‌کنند. توانایی مذاکره برای موفقیت در همه تعاملات حیاتی است.



ارسال در تاریخ یکشنبه 14 تیر 1394 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

اول ) تعریف مالیات 

 مالیات عبارت از قسمتی از مال هر فرد است كه به دولت می دهد برای اینكه از قسمت های دیگر اموال خود اطمینان پیدا كند و با آسودگی خاطر از قسمت های دیگر متمتع گردد.

مالیات، پیش پرداختی است كه افراد برای استفاده از انتظامات عمومی دهند.

 همچنین"دیوید هیوم"، مالیات را بها و جبران خدماتی می داند كه از دستگاه دولتی عاید اشخاص می گردد.

به طور كلی : مالیات درآمدی است كه به منظور تامین هزینه ها و مخارج عمومی بموجب قانون از مردم اخذ می گردد.

دوم ) انواع مالیات

مالیات در قدیم دارای انواع گوناگونی بوده ولی امروزه این انواع كاربرد خود را از دست داده و جای خود را به طبقه بندی جدید داده است كه عبارتند از : مالیات های مستقیم و غیر مستقیم .

مالیات مستقیم : عبارت است از آن دسته از مالیات هایی كه مستقیماً از مودی گرفته می شود و قابلیت نقل و انتقال به ایادی را ندارد همانند مالیات بر مشاغل ، سرقفلی ، ارث ، مستقلات و  … .

مالیات غیر مستقیم : عبارت است از آن دسته از مالیات هایی كه قانونگذار  آن را از مودی دریافت و حق انتقال آن را به ایادی داده است به عنوان مثال می توان از اخذ مالیات از نوشابه ها و سیگار نام برد كه به مؤدی این اجازه داده شده است كه آن را از مصرف كنندگان اخذ نماید.

تفاوت مالیات مستقیم و غیر مستقیم در مسئله انتقال مالیات است. بدین معنی كه دولت مالیات مستقیم را از خود مؤدی می گیرد و قرار نیست كه وی مبلغ مذكور را به اشخاص دیگر واگذار و یا از طریق اضافه كردن بر روی كالا از مشتری بگیرد در حالی كه در مالیات غیرمستقیم ، دولت به اشخاص حقیقی یا حقوقی این اختیار را داده است كه مالیات را از طریق اضافه قیمت بر كالا یا خدمات از مشتری اخذ نماید . مثلا اخذ مالیات از نوشابه ها و سیگار غیر مستقیم است.

سوم ) محاسن مالیات مستقیم 

1) با توجه به توان پرداخت مؤدی محاسبه می شود لذا با عدالت انطباق بیشتری دارد .

2) مقررات مالیات مستقیم، در یك قانون مدون و مشخص می آید .

3)   معیّن است و مودی می داند از چه منابعی باید باید میزان مالیات را بدهد .

4) مالیات مستقیم صفت "هوشیار سازی" دارد ، بدین معنا كه قانونگذار با وضع مقررات مالیاتی برای موضوعات خاص و معاف كردن موضوعات یا فعالیت ها ، شهروندان را نسبت به فعالیت های آنان هوشیار می كند .

5) موضوع مالیات های مستقیم معمولاً پدیده ای دائمی می باشند مانند دارایی و درآمد .

6) دولت حق دارد كه برای وصول مالیات مستقیم، قسمتی از دارایی های مؤدی را توقیف و تصرف كند .

  چهارم ) معایب مالیات های مستقیم

1) مالیات مستقیم "دردآفرین" است بدین معنا كه مؤدی چون خودش بار مالیات را بر دوش دارد و حق انتقال به غیر را ندارد برایش مشكل خواهد بود و لذا انگیزه فرار از مالیات زودتر تحقق پیدا خواهد كرد .

2) با توجه به اینكه بار مالیاتی همیشه بر دوش مؤدی می باشد ، لذا مؤدیان همیشه نسبت به آن معترض بوده و اعتراض دارند .

3) یكی دیگر از معایب مالیات های مستقیم "گریزپذیر بودن" آن است به طوری كه راه فرار از پرداخت مالیات وجود دارد ، مخصوصاً در مالیات بر ارث كه قانونگذار ضمانت اجرای دریافت مالیات را املاكی دانسته كه نقل و انتقال بر اساس تنظیم سند منتقل می شود لذا این امر باعث می شود كه مؤدی اموال خودش را به كسانی نقل و انتقال دهد كه نیاز به تنظیم سند نباشد .

4) مالیات  مستقیم ، از جنبه استبدادی برخوردار است.

  پنجم)  محاسن مالیات های غیر مستقیم 

1)در مالیات غیر مستقیم ،دولت به شخص حقیقی یا حقوقی كه مالیات را از او وصول می كند اجازه می دهد مبلغی را كه به دولت پرداخته است از طریق افزایش قیمت محصولات یا خدمات خود به مصرف كننده یا استفاده كننده از خدمت منتقل نماید .

2)وصول مالیات غیر مستقیم - با توجه به قابل انتقال بودن - براحتی صورت می گیرد و انگیزه فرار از پرداخت آن را از بین می برد.

  ششم) معایب مالیات های غیر مستقیم 

1) غیر عادلانه بودن آن (مخصوصا در صورت عدم نظارت كافی دولت) زیرا میزان آن با نظر مودی افزایش خواهد یافت و برمصرف كننده تحمیل می شود ؛

2) پراكندگی مقررات مالیات غیر مستقیم؛

3) عدم توقیف و تصرف دارایی های مؤدی توسط دولت.

  هقتم)  مالیات در قانون مالیات های مستقیم

قانون مالیات های مستقیم مصوب 1366 منابع مالیاتی را به دو قسم تقسیم نموده كه عبارتند از:

1) مالیات بر دارایی : بر اساس اصلاحات صورت گرفته بر روی قانون مالیات های مستقیم در سال 1380 منابع مالیات بردارایی عبارتند از : مالیات بر ارث و حق تمبر.

2) مالیات بر درآمد : عبارتند از : مالیات بر درآمد املاك ، مالیات بر درآمد كشاورزی ، مالیات بر درآمد حقوق ، مالیات بر درآمد مشاغل ، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی ، مالیات بر درآمد اتفاقی ، مالیات بر جمع درآمد ناشی از منابع مختلف.

تذكر: هر ساله قانونگذار ممكن است بخشی از درآمد ها یا مشاغل را از پرداخت مالیات معاف كند ( مانند كشاورزی ). ولی مؤدی باید فرم های مالیاتی را طبق ضوابط تكمیل و به اداره دارایی تسلیم نماید تا بتواند از معافیت های مالیاتی برخوردار شود. متاسفانه این فرهنگ(ثبت امور مالی و تكمیل فرم های مالیاتی)در بخش كشاورزی انجام نمی شود كه باید به كمك نظام صنفی این فرهنگ در بین كشاورزان جاری شود تا حسابهای مالی در بخش كشاورزی از وضوح و شفافیت بیشتری برخوردار شود.

بر اساس ماده 2 اساسنامه نظام صنفی كشاورزی استان و ماده 2 اساسنامه نظام صنفی كشاورزی شهرستان كه به تصویب و تأیید هیأت عالی نظارت بر اصناف كشور رسیده است نظام صنفی كشاورزی تشكیلاتی صنفی است که دارای شخصیت حقوقی مستقل،غیرسیاسی،غیرانتفاعی و غیر دولتی است كه پس از صدورمجوز  فعالیت و ثبت در وزارت جهادكشاورزی، رسمیت می یابد. لذا نظامهای صنفی تشكیلاتی غیرانتفاعی می باشند كه مجاز به انجام فعالیتهای اقتصادی و سود آور نیستند و براساس ماده17 نظام نامه مالی تقسیم سود و سهام را ندارند.

بر اساس ماده14 آیین نامه اجرایی نظام صنفی كارهای كشاورزی مصوب هیأت وزیران،هیچ یك از وظایف هیأت مدیره نظام صنفی انتفاعی و درآمدزایی نمی باشد و تماماً آموزشی، فرهنگی و خدمت رسانی به قشر محروم كشاورز می باشند.

بر اساس بند ی ماده 139 قانون مالیاتهای مستقیم " حق عضویت اعضا مجامع حرفه ای، احزاب و انجمن ها و تشکل های غیر دولتی که دارای مجوز از مراجع ذیربط باشند و وجوهی که به موجب قانون و مقررات مربوط از درآمد یا حق الزحمه اعضاء آن ها کسر و به حساب مجامع مزبور واریز می شود، از پرداخت مالیات معاف است" و همچنین تبصره 1این ماده "وجوهی كه از فعالیت های غیر انتفاعی به منظور پیشبرد اهداف و وظابف اشخاص موضوع این ماده از راه برگزاری دوره های آموزشی ، سمینارها ، نشر كتاب و نشریه های دوره ای و . . . در چارچوب اساسنامه آنها تحصیل می شود و سازمان امور مالیاتی كشور بردرآمد هزینه آنها نظارت می كند ، از پرداخت مالیات معاف هستند".

لذا نظام صنفی كشاورزی كه وظیفه اصلی آن صدور پروانه فعالیت برای اعضا و همچنین ارائه خدمات حمایتی و آموزشی و دفاع از حقوق صنفی اعضا است از پرداخت مالیات معاف هستند.

 

* با تشكر از مهندس سعید بهشتی، كارشناس دفتر امور تشكلهای كشاورزی



ارسال در تاریخ چهارشنبه 20 خرداد 1394 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

رویكردهای مشاركتی بخش كشاورزی با قالب های سنتی در فرآیند تحولات اجتماعی، اقتصادی كشور درطی چند دهه اخیر متحول شده اند و بتدریج  شاهد ظهور انواع تشكل های مردمی رسمی در قالب شركت های تعاونی، انجمن ها، صنف ها و... در بخش كشاورزی هستیم .

گستردگی و تنوع زیادی در تشكلهای بخش كشاورزی وجود دارد كه هركدام دارای ماهیت، كاركرد، ویژگی حقوقی، مأخذ قانونی، مرجع صدور مجوز، محل ثبت تشكل و... متفاوت می باشند.

ازجمله تشكلهای موجود و فعال بخش كشاورزی و روستایی كشور در حال حاضر می توان به تعاونی های تولید كشاورزی، تعاونی های روستایی، تعاونی های كشاورزی، تشكلهای هماهنگی و حمایتی بخش كشاورزی ، تشكلهای خبرگان كشاورزی و اتحادیه های تعاونی ها در  سطوح ملی، استانی و شهرستانی، تشكلهای صنفی، شركتهای سهامی زراعی، خانه كشاورز، شركتهای خدمات فنی و مهندسی كشاورزی و  نظام صنفی كارهای كشاورزی اشاره داشت كه هركدام دارای اهداف و وظایف مخصوص به خود می باشند.

شركتهای تعاونی(تحت پوشش قانون تعاون)

شركت تعاونی شركتی است كه از اشخاص حقیقی یا حقوقی كه به منظور رفع نیازمندیهای مشترك و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضاءاز طریق خودیاری و كمك متقابل و همكاری آنان موافق اصولی كه در قانون مصرح است، تشكیل می شود.

شركت های تعاونی به لحاظ نوع فعالیت به دو دسته تقسیم می شوند :

الف- شركت تعاونی تولید    ب- شركت تعاونی توزیع

 در شركت تعاونی، تعدد نوع و موضوع فعالیت با ارائه طرح پیشنهادی مجاز است.

 شركت های تعاونی به لحاظ عضویت به دو دسته تقسیم عام و خاص تقسیم می شوند.

 تشكل خبرگان كشاورزی

تشكل خبرگان كشاورزی  یك سازمان غیردولتی، غیرسیاسی و غیرانتفاعی است . این تشكل در سطح ملی تحت عنوان  مجمع، در استان‌ها تحت نام كانون استانی و در شهرستان‌ها به عنوان انجمن سازماندهی شده است. مهمترین اهداف خبرگان كشاورزی  عبارتند از:

ـ سازماندهی برگزیدگان و افراد مرجع محلی در كشاورزی كشور به منظور ایجاد تعامل و ارتباط مداوم (در سطوح شهرستان، استان و كشور) در راستای توسعه ظرفیت‌های اجتماعی، فنی، اقتصادی و تكنولوژیك در بخش كشاروزی

ـ فراهم آوردن بستر مناسب برای ارتقای سطح دانش تولیدكنندگان، از طریق انتقال روش‌ها و شیوه‌های جدید و كارآمد و تجارب ملی و بین‌المللی

ـ توسعه توانایی‌ها و بهبود مدیریت بخش كشاورزی، از طریق گسترش تشكل‌های تولیدی، خدماتی، آموزشی

ـ ایجاد شرایط مساعد برای حمایت‌از تولیدكنندگان و بهره‌برداران بخش كشاورزی

تشكل هماهنگی و حمایتی تشکل‌های بخش کشاورزی

 تشكل هماهنگی و حمایتی تشکل‌های بخش كشاورزی یك تشكل غیر دولتی، غیر سیاسی و غیر انتفاعی بوده و همانند تشكل خبرگان كشاورزی در مرکز تحت عنوان مجمع و در استانها و شهرستانها به ترتیب تحت عنوان كانون و انجمن سازماندهی گردیده است. از اهم وظایف این تشكل می توان به مواد زیر اشاره داشت:

- حمایت و تقویت تشکل‌های بخش کشاورزی و بهره‌گیری از مکانیزم‌های مناسب جهت توسعه و ارتقا‌‌ء کیفی و کمی و تقویت بنیه آنها در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی

- تدوین ضوابط و شرایط و معیارهای لازم به منظور حمایت‌های قانونی از تشکل‌های بخش کشاورزی و تلاش در رفع موانع موجود و تجهیز و راه‌ اندازی و فعال نمودن آنها

- نهادینه کردن جایگاه تشکل های بخش کشاورزی و تاکید بر نقش این تشکل‌ها در رشد کشاورزی

- فرهنگ‌سازی و اطلاع رسانی به موقع و کافی در بین اعضا تشکل‌ها و اعتقادی نمودن تشکل‌ها برای اعضا به منظور پیشبرد اهداف حمایتی

- تلاش در جهت ایجاد استقلال در تشکل‌ها و کاهش تصدی‌گری دولت

نظام صنفی كارهای كشاورزی

با تصویب قانون «تاسیس سازمان نظام مهندسی كشاورزی و منابع طبیعی جمهوری اسلامی ایران» در تیرماه سال 1380، زمینه لازم برای تدوین نظام صنفی كارهای كشاورزی فراهم شد در 17 مردادماه سال 1386 آیین‌نامه نظام صنفی كارهای كشاورزی تصویب و در 20 خرداد ماه سال 1387 برای اجرا به وزارتخانه های  جهاد كشاورزی، بازرگانی، دادگستری و كار ابلاغ شد.

اهم كاركردهای نظام صنفی كارهای كشاورزی به شرح زیر می باشند:

- هویت یافتن مشاغل بخش کشاورزی.

- ایجاد امكان در دفاع از حقوق و منافع صنفی كشاورزان.

- نظارت برفعالیتها و شناسایی ورسیدگی به تخلفات اعضاءصنف.

- ایجاد امكان در هماهنگی و ارتباط با سایر نهادهای مؤثر در فرآیند تولید تا فروش و بازار رسانی محصولات كشاورزی از جمله اتاقهای بازرگانی.

- دخالت درزمینه قیمت گذاری و تعیین نرخ های مصوب محصولات بخش كشاورزی.

- دفاع از حقوق و منافع صنفی اعضاء

شركت های تعاونی تولید روستایی

 تعاونی تولید نوعی نظام بهره برداری كشاورزی است. این نظام در شكل حقوقی یك تشكل اقتصادی تولیدی غیردولتی كه از مدیریتی نسبتاً علمی وتخصصی برخوردار است می باشد. در این تشكل با اتكا به نیروی مردمی (اعضاء) و با تصمیمات مشاركت جویانه از طریق مجامع عمومی و هیئت مدیره، ضمن حفظ اصل مالكیت فردی با انگیزه های فردی  وخانوادگی تأسیس و فعالیت می نماید.

بعد از اصلاحات ارضی سال 1341 برای رفع مشكل خردی و پراكندگی قطعات اراضی مزروعی و مسئله اعمال مدیریت صحیح و بكارگیری روشهای پیشرفته در آن زمان اقدام به تشكیل شركتهای تعاونی تولید روستایی شد. تا پایان سال 1391 تعداد تعاونیهای تولید روستایی به 1339 شركت رسیده است. در شركتهای تعاونی تولید كشاورزی سعی شده است با یكپارچه سازی و تجهیز و نوسازی اراضی حد و مرز زمین هر خانوار به عنوان جزئی از یك قطعه زمین بزرگ حفظ گردد. این امر امكان كاربرد روشها، فنون و ابزار و ماشین آلات نوین، كاهش هزینه ها و افزایش بهره وری با حفظ استقلال و انگیزه های فردی را فراهم می سازد.

تعاونی های روستایی

 شبكه گسترده تعاونیهای روستایی دارای 2795 شركت تعاونی روستایی با تعداد اعضای 4394514 نفر عضو می باشند كه به نوبه خود در تعداد 303اتحادیه شهرستانی سازماندهی شده اند.

 اتحادیه های تعاونی های روستایی شهرستانی در سطح هر استان تشكیل اتحادیه استانی را داده اند، تعداد این اتحادیه ها در حال حاضر 30 اتحادیه استانی می باشد. تعاونیهای روستایی چند منظوره بوده و به فعالیتهای مختلف خدماتی، تولیدی، بازرگانی و ترویجی می پردازند.. توزیع وامهای معیشتی به اعضاء ، توزیع سوخت، توزیع كود شیمیایی و سایر نهاده های كشاورزی نظیر سموم دفع آفات، بذور گیاهی، ماشین آلات كشاورزی و قطعات یدكی آنها،  توزیع كلیه كالاهای كوپنی روستاییان نظیر برنج،  روغن نباتی،  قندوشكر، آرد و همچنین خرید تضمینی محصولات كشاورزی به میزان قابل توجهی از طریق این تعاونیها صورت می پذیرد. علاوه بر آن خرید وفروش محصولات غیر تضمینی وتهیه وتدارك كالاهای مصرفی و مواد غذایی مورد نیاز روستاییان در بیش از یازده هزار فروشگاه تعاونی این شركتها صورت می گیرد.           

 تعاونی های كشاورزی

به منظور پاسخگویی به نیازهای تخصصی كشاورزان ، سازمان مركزی تعاون روستایی ایران از سال 1364 اقدام به تأسیس و توسعه تشكلهای تخصصی تحت عنوان شركتهای تعاونی كشاورزی نمود و تا کنون تعداد این تعاونیها به  2051 شركت رسیده است كه با تعداد 1134128 نفر عضو در زمینه توسعه كشاورزی فعالیت دارند. برای هماهنگی بیشتر بین شركتهای تعاونی كشاورزی وتأمین نیازمندیهای مشترك آنها تعداد 104 اتحادیه تعاونی كشاورزی نیز تأسیس گردیده است . تعاونیهای كشاورزی در زمینه های مختلف تولیدی، فرآوری و خدماتی فعالیت می نمایند.

این تعاونیها شامل تعاونی مرغداران ، دامداران ، گندم كاران ، باغداران ، زیتون كاران ، بادام كاران ، زنبورداران، مرتعداران ، كمباین داران ، مكانیزاسیون ، گل و گیاه ، زعفران كاران ، سیب زمینی كاران ، پسته كاران ، چای كاران، نوغان داران و سایر تعاونیها می باشد كه فعالیتهای مختلفی را حسب ضرورت و نیاز جوامع روستایی بعهده گرفته اند.     

خانه کشاورز

هدف خانه كشاورز سازماندهی و هماهنگ نمودن كشاورزان سراسر كشور به منظور حمایت و احقاق حقوق حقه انسانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی،‌ اقتصادی كشاورزان ایران می‌باشد.

اركان خانه عبارتند از :

1ـ كنگره 2ـ شورا 3ـ دبیركل 4ـ دفتر سیاسی 5 ـ بازرسان 6 ـ هیأت‌های اجرایی استان ، شهرستان و دهستان.

 برخی اهداف ذكر شده خانه كشاورز در مرامنامه این خانه عبارنتد از:

- تلاش خانه كشاورز در راستای توسعه سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران به ویژه بخش كشاورزی در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه

- تاكید بر ضرورت قانون گذاری و قانونمندی در جهت جلوگیری از تجاوز به اراضی كشاورزی و ممانعت از استفاده های نادرست از منابع طبیعی در راستای تامین عدالت اجتماعی

- تبدیل كشاورزی سنتی به كشاورزی پیشرفته و پایدار با استفاده از فن آوری نوین مناسب و كاربرد منطقی نهاده های كشاورزی و افزایش بهره وری آنها با توجه با جایگاه محوری بخش كشاورزی در برنامه های توسعه همه جانبه كشور

- تلاش در جهت كمك به تدوین قوانین كارآمد در بخش كشاورزی و همچنین تدوین سیاستهای كشت   منطقه ای و برنامه ریزی كشت ملی با توجه به بازارهای ملی و بین المللی و ظرفیتهای فرآوری، نگهداری و تجاری 

- تلاش در جهت گسترش فرهنگ و ساز و كارهای كاهش ضایعات محصولات كشاورزی در تمام مراحل فرآیند تولید تا مصرف

شركت های سهامی زراعی

در اجرای قانون شركتهای سهامی زراعی و با توجه به اساسنامه مربوط طی سالهای 1347 تا 1356 ، 93 شركت سهامی زراعی تشكیل گردید كه در جریان انقلاب اكثر آنها كه هنوز نهادینه نشده بودند منحل و تعدادی نیز در سالهای بعد به شركتهای منحل شده پیوستند، بطوریكه بعد از انقلاب تنها 4 شركت باقی ماندند. در حال حاضر 30شركت سهامی زراعی در كشور فعالیت دارند. اهم اهداف تشكیل شركتهای سهامی زراعی را می توان به شرح زیر مورد توجه قرار داد:

- توسعه مكانیزاسیون كشاورزی

- جلوگیری ازخرد شدن و تقسیم اراضی مزروعی به قطعات كوچك غیراقتصادی

- افزایش راندمان آبیاری با استفاده از كشت های یكپارچه

- ممانعت از تبدیل اراضی كشاورزی برای فعالیت های غیرتولیدی

- استفاده از امكانات بالقوه موجود در توسعه اقتصادی حوزه عمل این شركت ها

- افزایش سطح زیركشت و افزایش تولید در واحد سطح ، نگهداری و بهره برداری صحیح از منابع طبیعی ، آب وخاك

- جذب نیروی انسانی فعال منطقه از طریق ایجاد و توسعه فعالیت های جانبی

- توسعه آموزش و بهبود مهارت ها و ارتقاء فرهنگ كار جمعی

انجمن صنفی (سندیكای) كارفرمایی

در اجرای مادة 131 قانون كار جمهوری اسلامی ایران و آیین‌نامه انجمن‌های صنفی و كانونهای مربوط و به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع و قانونی وبهبود وضع اقتصادی کارگران كه خود متضمن حفظ منافع جامعه نیز باشد؛ انجمن های صنفی تشكیل می‌گردد .بخشی از اهداف این انجمنها عبارتند از:

• كوشش در جهت استیفای حقوق و خواستهای مشروع و قانونی اعضا

• همكاری در جهت تأسیس، تقویت و گسترش شركتهای تعاونی مربوط به وظایف انجمن به منظور برخورداری اعضا از تسهیلات بیشتر.

• حمایت ودفاع از حقوق و منافع صنفی و حرفه ای اعضا از طریق ارائه پیشنهاد و جلب پشتیبانی مراجع و سازمانهای دولتی و ملی.

• خرید، فروش و تملك اموال منقول و غیرمنقول انجمن صنفی به نام و به حساب انجمن صنفی مشروط بر آنكه به قصد تجارت و جلب نفع نباشد.

• شركت در مذاكرات حرفه ای با سایر سازمانهای كارگری ذیربط مشمول قانون و انعقاد پیمانهای دسته جمعی با سازمانهای كارفرمایی .

• پیوستن به انجمن‌های صنفی همگن به منظور تشكیل یا عضویت در كانون مربوط پس از تصویب مجمع عمومی با رعایت مقررات قانونی.

شرکتهای مشاوره و توسعه کارآفرینی بخش کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست

موضوع كلی فعالیت این شرکتها عبارت است از توسعه کارآفرینی و ارائه خدمات آموزشی، ترویجی، فنی و مهندسی، سرمایه گذاری و اطلاع رسانی، بررسی، ارائه طریق، راهنمایی و پیگیری مشاوره ای شغلی بخش کشاورزی و رشته های مرتبط و صاحبان حرف.

هدف از تشکیل و فعالیت این شرکتها ایجاد اشتغال مولد، ارتقای سطح دانش کارآفرینان، گسترش فنّاوریهای نوین و ارائه خدمات تخصصی در بخش کشاورزی از طریق حمایت از کارآفرینان می باشد. حداقل60 درصد اعضاء هیأت مدیره این شرکتها باید از اعضاء سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی باشند.

 

* مهندس علی شفیعی علویجه - رئیس گروه حمایت و توانمندسازی تشكلها و نظام صنفی دفتر امور تشكلهای كشاورزی



ارسال در تاریخ دوشنبه 18 خرداد 1394 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

افرادی كه به عنوان اعضای هیأت مدیره، مدیرعامل یا دبیر اجرایی در تشكلها و نظامهای صنفی كشاورزی برگزیده شده اند تعهد و وظیفه سنگینی را برای انجام وظایف و دستیابی به اهداف مورد نظر آن تشكل دارند. این افراد لازم است خود را مجهز به آگاهیها و اطلاعات لازم نمایند تا بتوانند از عهده این رسالت برآیند.

برگزاری جلسات عموماً یكی از ابزارهای مهم و جدایی ناپذیر برای انجام بهتر وظایف، اداره مؤثر تشكل، پیشبرد كارها، مشاركت افراد در مسیر موفقیت، همدلی، ایجاد فرصت برای ابراز نظرها، بهره مندی از خردجمعی، ارائه راهكارهای مناسب و بررسی نقاط ضعف و قوت و همچنین ایجاد فضای بسیار مناسبی برای خلق ایده ها و نگرشهای جدید و تصمیم گیریهای مناسب تر و بهتر می باشد. درصورتی كه بتوان از این جلسات به نحو مؤثر بهره برداری كرد قطعاً شما به اهداف مورد نظر نزدیك و در غیر این صورت با برگزاری جلسات نه تنها موارد فوق بدست نمی آید بلكه جلسه، فضایی جهت بیهوده گویی بعضی افراد شده و درنهایت نه تنها موارد حقیقی از دست می رود بلكه باعث از بین رفتن هزینه های گزاف كه مهم ترین آن وقت باارزش و گرانبهای شركت كنندگان است خواهد شد.

 جلسه یك ابزار مهم برای انجام بهتر امور است. كارآیی مناسب و مؤثر این ابزار در صورتی محقق می شود كه از نحوه برگزاری و مدیریت آن آگاهی و اطلاع داشته باشیم امید است این مجموعه مطالب ارائه شده بتواند شما را در این امر یاری دهد و مقدمه ای برای كسب اطلاعات بیشتر در این زمینه باشد.

برخی ویژگیهای یك جلسه خوب

-    اهداف جلسه حتماً مشخص شود.

-    دستور جلسه قبل از جلسه تنظیم و نهایی شود.

-    تعداد شركت كنندگان در جلسه محدود باشد.

-    محور بحث ها بر موضوعات دستورجلسه متمركز باشد.

-    زمان اتمام جلسه مشخص باشد.

-    اجرای جلسه بدون وقفه باشد.

-    برای جلسه مكان مناسب انتخاب شود.

-    جمع بندی و نتیجه گیری نهایی حتماً صورت گیرد.

-    ترجیحاً وقت جلسه بعدی تعیین شود.

 

 

لینک دانلود متن



ارسال در تاریخ جمعه 14 فروردین 1394 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

دانلود

یكی از مسائل مهم كه در تشكل ها و به ویژه نظامهای صنفی کشاورزی لازم است مورد توجه و دقت قرار گیرد مسأله رسیدگی به امور مالی و حسابداری دریافتها و پرداختها می باشد؛ متأسفانه این امر تابحال كمتر مورد توجه قرار گرفته است و ضمن آن که باعث بروز مشكلات عدیده ای برای آن تشكل شده، كم شدن اعتماد و اطمینان اعضای تشكل را نیز در پی داشته است.

 

از مسائل مهم مورد توجه در این خصوص آشنایی خزانه داران، دبیران اجرایی و همچنین بازرسان تشكلها و نظامهای صنفی كشاورزی با انواع اسناد و دفاترحسابداری است كه تلاش گردیده در نشریه آموزشی ترویجی " آشنایی با اسناد و دفاتر حسابداری" انواع مهم اسناد و مدارک حسابداری از جمله اسناد مثبته، سندحسابداری، دفتر روزنامه، دفترکل، دفترمعین، ترازآزمایشی، صورتحساب سود و زیان، صورتحساب سرمایه و تراز نامه مورد توجه قرار گیرند.

 

مطالعه دقیق این نشریه به تمامی دست اندركارن نظامهای صنفی و تشكلهای كشاورزی توصیه می شود. این نشریه همچنین به پرسشهای مختلف در باره برخی مفاهیم مندرج در کتاب " نظام نامه اداری و مالی نظام صنفی کشاورزی" نیز پاسخ ارائه می دهد.



ارسال در تاریخ دوشنبه 12 اسفند 1392 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

هر روز که می گذرد دامنۀ ارتباطات من و شما و مؤسسه و مجموعه كاری ما با «دیگران» گسترده تر و پیچیده تر می شود. اگر بخواهیم این همه ارتباطات گسترده و پیچیده را بخوبی اداره کنیم باید ابزار آن را بلد باشیم . ابزار این کار «مذاکره » است.

ارتقای قدرت مذاکره و مهارت چانه‌زنی یكی از نیازهای تشکل‌های اجتماعی نظیر NGOها و نظام‌های صنفی كشاورزی است. در نتیجه آگاهی یابی از اصول و فنون مذاكره در جهت رفع مسائل به شیوه صحیح و اصولی بعنوان یك ضرورت می تواند مطرح باشد.

در اینجا و در چند بخش مطلبی با عنوان " هنر و فنون مذاکره در سازمانهای دولتی و تشکلهای غیر دولتی" كه در دفتر امور تشكل های كشاورزی تهیه و تنظیم یافته است ارائه می شود و امید است مورد استفاده و عمل قرار گیرد.

...............................

مقدمه

مذاكره مهم ترین و رایج ترین وسیله برقراری ارتباط بین انسان هاست. اولین تجربه انسان برای مذاكره در خانواده آغاز می شود و به جامعه جهانی ختم می شود. انسان ها با هم مذاكره می كنند تا با دیگران برای رسیدن به نیازهای خود و به عبارت دیگر، منافع مشروع خود، به توافق برسند. با ورودسازمان ها، از قبیل شركت ها، بانك ها، مؤسسات دولتی، شهرداری ها و ... مذاكرات انسان ها جدی تر وسرنوشت سازتر شده است.آشنایی و نهایتاً سلطه به فنون مذاكره انسان ها را به این توانایی مجهز می كند كه در جریان ارتباطات با دیگران، در هر سطحی، به توافقی معقول، منطقی، منصفانه، قابل دوام و سریع دست یابند.

هر روز که می گذرد دامنۀ ارتباطات من و شما ، شرکت ما ، سازمان ما ، مؤسسۀ ما ، دولت ما با «دیگران» گسترده تر و پیچیده تر می شود. اگر بخواهیم این همه ارتباطات گسترده و پیچیده را بخوبی اداره کنیم باید ابزار آن را بلد باشیم . ابزار این کار «مذاکره » است . به عبارت دیگر، زندگی همه در ارتباط با دیگران خلاصه می شود و این ارتباط مادام العمر است . بنابراین اگر روی خودمان سرمایه گذاری کنیم و مذاکرۀ خوب ، علمی ، منطقی و اصولی یاد بگیریم و اجرا کنیم، این نوع سرمایه گذاری برعکس هر نوع سرمایه گذاری اقتصادی در تمام عمر ما را بهره مند می سازد.

مذاکره، دامنۀ وسیع و گسترده ای دارد . از مذاکره در داخل منزل با همسر و فرزندان بالغ شروع می شود. در خارج از منزل به مذاکرات شخصی مانند خرید و فروش ، استخدام ، گسترش پیدا می کند و به سمت مذاکره در داخل شرکت ، سازمان و مؤسسه ای که به آن وابسته است کشانده می شود و به مذاکره از طرف شرکت و سازمان و مؤسسه با شرکت ها و سازمان های دیگر نهایتاً به مذاکرات فرامرزی و بین المللی و خارجی منتهی می شود.

چرا انسان ها با یکدیگر در سطوح مختلف و جایگاه های متفاوت مذاکره می کنند؟ انگیزه، هدف و رسالت هر نوع مذاکره از ابتدایی ترین سطح، یعنی در زندگی خانوادگی ، تا بالاترین و پیشرفته ترین حد یعنی« مذاکرات بین المللی» این است که با دیگران برای تأمین نیازهای خود به سخن دیگر ، منافع مشروع خود به توافق برسند. در مراحل پیشرفته تر و مهم تر این توافق ها را در قالب متونی تحت عنوان قرارداد یا موافقت نامه یا پیمان یا کنوانسیون و یا پادمان و امثال آن درج و امضاء کرده و رسمیت بخشند.

مدیران موسسات، زمان و کوشش بسیاری را صرف مذاکره می کنند، اما معدودی از آنان هنر و دانش مذاکره را به درستی می دانند.از این رو، بسیاری از مدیران حرفه ای نیازمند رویکرد بهینه در طرح ریزی و اجرای مذاکره‌ها هستند. مذاکره یک فرایند بسیار پویا، و نه یک جریان ایستا، است. یعنی از زمان شروع تا پایان مذاکره، فرایند مذاکره در معرض ارزیابی و تغییر است. حتی پیش از هر کنش و واکنشی ، دو طرف، جداگانه به بر آورد نیازها، علاقه ها و هدف ها می‌پردازند تا موقعیت خود و طرف مقابل را بسنجند. معمولا طی تعاملاتی که در مذاکره پیش می‌آید، این ارزیابی ها و بر آوردها در معرض تغییر و تحول اند. اطلاعات جدیدی که می رسند، باید ارزیابی و طبقه بندی شوند این پویایی و ماهیت تغییر پذیر گفت‌وگو است که سبب پیچیدگی و دشواری می شود. توجه به مذاکره و دیدن آن به صورت فرایندی پویا از تبادل کنترل شده اطلاعات، بر تأثیرهای مثبت مذاکره‌کننده می افزاید و مخاطره‌های ناشی از نقص و خلل در گرد آوری ، پنهان سازی، افشا یا توجه کامل به اطلاعات را به حداقل می‌رساند.

 

تعریف مذاکره

برای مذاکره در کتاب ها ومقالات تعریف های مختلفی ذکر شده است .به طور کلی می توان گفت که به دلیل تنوع در ارتباطات میان افراد تعریف های متعددی برای مذاکره ارائه شده است .در این جا به بیان تعدادی ازتعاریف مذاکره می پردازیم:

1 – مذاکره نوعی ابزار ارتباطی بین دو طرف است که به منظور نیل به توافق در باره منافع مشترک و در عین حال متضاد به کار گرفته می شود.

2 - مذاکره نوعی ابزار ارتباطی بین دو طرف برای نیل به توافق پیرامون نیازها و نظرات متفاوت است.

3 – مذاکره یک ابزار اساسی است تا شما آنچه را که می خواهیداز دیگران به دست اورید.

4 – مذاکره فرایند دست یابی به تصمیم مشترک از طریق مفاهمه است.

راهبردهای اساسی درمذاکره:

راهبردهای مذاکره را به سه دسته کلی می توان تقسیم کرد:

اول: برد – برد؛

دوم برد – باخت

سوم : باخت -  باخت.

در استراتژی اول ،فرایند مذاکره به نحوی طی می شود که هر دو طرف از نتایج آن منتفع شوند و خود را برنده مذاکره تلقی نمایند.در استراتژی دوم ،یکی از طرفین فرایند مذاکره از فرایند مذاکره بهره مند می شود اما طرف مقابل احساس خسران و زیان می کند .در استراتژی سوم ،هیچ یک از طرفین از انجام مذاکره نفعی نمی برد و در واقع هردوطرف احساس باخت می کنند.

بهترین استراتژی مذاکره، استراتژی برد – برد است که البته خیلی هم آسان نیست فرایند مذاکره را به نحوی اداره نمود که طرفین برنده باشند ،به ویژه وقتی که وضعیت بحرانی شود و حساسیت نسبت به موضوع افزایش یابد وطرفین به جای برخورد عقلایی ومنطقی با موضوع به نحو احساسی برخورد کنند.در این استراتژی طرفین به نیازهای یکدیگر توجه دارند ودر کلیه مراحل مذاکره به این نکته عنایت دارند که این توافق چه نفعی برای طرف مقابل در پی خواهد داشت .البته ممکن است این سوال مطرح شود که اگر ما در مذاکره برنده باشیم استراتژی برد – باخت ،خیلی هم چیز بدی نیست و تا وقتی که منافع ما تامین باشد بردن یا باختن طرف مقال چندان اهمیتی برای ما نخواهد داشت.در پاسخ به این پرسش می توان گفت که بازنده ،بیکار نخواهد نشست و در فکر تلافی وجبران خسارت خود خواهد بود و این تلافی ها ممکن است برد موقت ما را به باخت دائم مبدل  سازد. به عنوان مثال می توان به اعتصاب کارکنان کنترل ترافیک هوایی اشاره کرد که در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان در آمریکا اتفاق افتاد .برخورد ریگان با اعتصاب کنندگان به گونه ای بود که منجر به شکست اعتصاب گردید و نتیجه به نفع ریگان اعلام شد اما این برد اولیه در نهایت به باخت تبدیل شد.در پی اعتصاب این افراد،کارگران زیادی شغلشان را از دست دادند و اتحادیه ای که در ان عضویت داشتند ،منحل شد و مردم از دریافت خدمات به موقع محروم شدند و بدیهی است که در این میان نمی توان ریگان را یک برنده به حساب آورد.

 

مراحل مذاکره

1 – ایجاد رابطه

نخستین قدم در مذاکره ،رابطه سازی بین طرفین مذاکره است.در فرهنگ های مختلف برای این مرحله از مذاکره امتیازهای متفاوتی در نظر گرفته می شود.مثلا ژاپنی ها برای برقراری رابطه اولیه نسبت به آمریکایی ها اهمیت زیادی قائل هستند.

2 – تبادل اطلاعات

کسب اطلاعات در مورد مذاکره به ما کمک می کند با قدرت بیشتری به فرایند مذاکره وارد شویم.هر قدر قبل از نشستن بر سر میز مذاکره ،اطلاعات ببیشتری درباره سازمان و نحوه مدیریت طرف مذاکره، انگیزه طرف مذاکره ،میزان قدرت فرد مذاکره کننده در مورد سازمان متبوعش،تغییرات اخیر در سازمان وی وتحوات احتمالی آتی قابل پیش بینی ،معیارهای اقتصادی وسایر معیارهای مرتبط با ماهیت موضوع مذاکره به دست آوریم،سهم ما درسایر موارد مذاکره بیشترمی شود.فقدان اطلاعات در مذاکره سبب ضعف ما خواهد شدو گاهی نیز به از دست رفتن منافع حیاتی ما منجر می شود.به طور کلی منظور از تبادل اطلاعات عبارت است از بیان وضعیت و نیازهای یک طرف و درک وضعیت ونیازهای طرف مقابل.

3 – ترغیب

ترغیب عبارت است از اعمال نفوذ بر فرد یا گروه به منظور انجام دادن یک کار خاص .در ترغیب طرفین سعی می کنند نظرات خود به طرف مقابل ،بقبولانند و در او نفوذ کنند.

4 – توافق

مرحله نهایی مذاکره توافق واحتمالا عقد قرارداد است .موفقیت در این مرحله به معنای پایان موفقیت آمیز مذاکره است.

فرایند مذاکره

مذاکره از پنج مرحله تشکیل شده است:

1. تدارک و برنامه ریزی: پیش از شروع مذاکره باید این نکته ها را روشن کرد: ماهیت تعارض و اختلاف چیست؟ چه عواملی موجب بروز این اختلاف شده است؟ چه کسانی درگیرند و چه پنداشت یا برداشتی از مسئله مورد اختلاف دارند؟مقصود شما از مذاکره چیست؟چه هدفهایی دارید؟ برای تدوین استراتژی مورد نظر از اطلاعات جمع آوری شده استفاده کنید .همانند استاد شطرنج باید بدانید که در برابر هر حرکت طرف مقابل، چه حرکتی را باید انجام دهید.

2. تنظیم تاکتیک مذاکره: پس از ارائه استراتژی (تدارک و برنامه ریزی) این آمادگی را دارید که برای خود و طرف مقابل ضوابطی را تعیین کنید.آن مقررات از این قرار است:چه کسی یا کسانی مذاکره انجام خواهند داد؟در کجا باید این مذاکره‌ها انجام شود؟محدودیت زمان چقدر است؟کدام مسئله (یا مسائل)دامنه مذاکره‌ها را محدود می‌سازند؟اگر به بن بست رسیدید، چه باید بکنید؟در این مرحله،طرفهای مذاکره پیشنهادهای نخستین را ارائه خواهند داد.

3.توضیح و توجیه: پس از اعلام موضع اولیه،شما و طرف مذاکره باید تقاضای اصلی را توضیح داده، آن را توجیه کنید.در این مرحله الزامی به برخورد و رویارویی نیست،زیرا در این مرحله طرفهای مذاکره به فرصتی دست می یابند تا با خواسته های طرف دیگر بیشتر آشنا شوند ودر یابند که تقاضای آنها تا چه اندازه اهمیت دارد.در این مرحله باید اسناد و مدارکی مبنی بر حقانیت درخواست و تقاضا ارائه کرد.

4.چانه زدن و حل مسئله: ماهیت مذاکره بر داد و ستد قرار دارد.تردیدی نیست که طرف های درگیرباید کوتاه بیایند تا زمینه توافق فراهم شود.

5.تنظیم توافقنامه و اجرا: تنظیم توافقنامه، آخرین مرحله ای است که در فرایند مذاکره به اجرا در می آید.در این موافقتنامه باید راهها و شیوه های اجرایی و جزئیات که مورد توافق طرفین قرار گرفته، مشخص می شود.

ادامه دارد



ارسال در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1392 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

رویكردهای مشاركتی بخش كشاورزی با قالب های سنتی در فرآیند تحولات اجتماعی، اقتصادی كشور درطی چند دهه اخیر متحول شده اند و بتدریج  شاهد ظهور انواع تشكل های مردمی رسمی در قالب شركت های تعاونی، انجمن ها، صنف ها و... در بخش كشاورزی هستیم در این راستا سیاست گزاران و برنامه ریزان بخش نیز تلاش های زیادی را برای توسعه  آنها در سالهای اخیر به عمل آورده اند.

 

با راه اندازی و فعال شدن انواع تشكلها در بخش كشاورزی برای بسیاری از مدیران، كارشناسان، تشكلها ، بهره برداران و تولیدكنندگان بخش این ابهام پیش آمده كه این تنوع  باعث دوباره كاری و موازی كاری می شود و لذا  باعث گردیده با ظهور تشكلهای جدید تشكلهای قبلی مورد كم توجهی قرار گرفته و به تدریج رو به انحلال روند. این امر كه عمدتاً ناشی از عدم توجه به كاركردهای مختلف هر تشكل ، رقابت ناسالم و همچنین ناآكاهی تعدادی از مسئولان و كارشناسان دولتی است.

 

در حال حاضر به عنوان یكی از چالشها در توسعه فعالیت تشكلها محسوب می گردد. این امر باعث گردیده در میان جامعه بهره بردار و تولیدكننده بخش كشاورزی نیز دلسردی هایی را نسبت به تشكلها ایجاد و انگیزه آنها را برای همكاری و مشاركت از بین ببرد. با توجه به این مشكل این مقاله به بررسی تطبیقی و مقایسه ای بین انواع تشكلهای فعال و رسمی موجود در بخش كشاورزی می پردازد و امید می رود زمینه افزایش آگاهی لازم در این زمینه را فراهم آورد.

 

لینک دانلود متن



ارسال در تاریخ سه شنبه 20 فروردین 1392 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

بیش از هفتاد سال از اجرای اولین طرحهای بیمه در ایران می گذرد ودر این مدت به تدریج گروههای مختلف ازجمله كارگران و كارمندان به صورت اجباری و در سالهای اخیر با گسترش بیمه های اجتماعی برخی از اقشار بصورت اختیاری به عضویت صندوقهای مختلف بیمه وبازنشستگی درآمده اند.

 

بررسی انجام شده نشان می دهد طی چند دهه فعالیت سازمانهای مسئول بیمه های اجتماعی علیرغم آنكه در بخش بازنشستگی حدود 65 درصد جمعیت كشور را تحت پوش قرار داده اند، روستائیان و عشایر كه بار اصلی تولید محصولات كشاورزی و دامی را بطور مستقیم و در بسیاری از كالاهای دیگر مورد نیاز جامعه بطور غیرمستقیم بر دوش می كشند از بیمه های اجتماعی که حق قانونی آنهاست و چه بسا به دلیل شرایط خاص زندگی محق تر از بقیه اند، برخوردار نبوده اند. تا اینكه در سال 1384 صندوق  بیمه‌ اجتماعی روستاییان و عشایر به استناد بند «د» و تبصره 2 از ماده 3 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی مصوب اردیبهشت ماه 1383، صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر تشكیل گردید.

 

براساس آیین‌نامه بیمه‌اجتماعی روستاییان و عشایر، این صندوق موظف گردید تا نسبت به تعمیم و گسترش بیمه اجتماعی به مناطق روستایی و عشایری اقدام نماید........

لینک دانلود متن



ارسال در تاریخ شنبه 17 فروردین 1392 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

تولید کشاورزی یکی از پر مخاطره ترین فعالیت های اقتصادی است. بلایای طبیعی، آفات نباتی، انواع بیماری های گیاهی، تغییرات ناگهانی دما و بسیاری عوامل دیگر ممکن است خسارت زیادی به کشاورزان وارد کند. از آنجا که بخش مهمی از تولید کنندگان کشاورزی توان مالی محدودی دارند گاه حتی کمترین حادثه ممکن است آنها را از هستی ساقط کند و شرایط زندگی سختی را بر آنها تحمیل کند. بر این اساس بیمه محصولات کشاورزی به عنوان یکی از اهرمهای مهم و مؤثر مواجه با این گونه تهدیدات طراحی و به اجرا گذاشته شده است.  با استفاده از این ساز وکار می توان از طریق پس انداز های اندکی که انبوه کثیری از کشاورزان به عنوان حق بیمه می پردازند، خسارت وارد به کشاورزان را جبران کرد و امنیت بیشتری را برای عموم تولید کنندگان و بهره برداران بخش کشاورزی فراهم آورد.

 

سابقه تشكیل صندوق بیمه محصولات كشاورزی ‌به قانون بیمه محصولات كشاورزی مصوب 1355 برمی گردد. در این قانون تصریح شده است  به منظور انجام بیمه انواع محصولات كشاورزی و اشجار، دامها، طیور، كرم ابریشم زنبور عسل و همچنین آبزیانی كه به طریق مصنوعی‌پرورش داده می‌شوند، شركت سهامی بیمه ایران موظف است صندوق ویژه‌ای به نام "‌صندوق بیمه كشاورزی" تشكیل دهد و طبق مقررات مربوط به‌خود اداره نماید. بعد از گذشت سالها از این امر صندوق بیمه محصولات كشاورزی در حال حاضر یكی از ......

لینک دانلود متن



ارسال در تاریخ پنجشنبه 15 فروردین 1392 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

 

 

 نظام صنفی كارهای كشاورزی و كاركردهای آن

 

امروزه كه مشاركت فعالانه مردم در همه مراحل برنامه‌های توسعه‌ای (برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، اجرا،‌ نظارت و ارزشیابی) مدنظر محققان، برنامه‌ریزان و مدیران اجرایی كشور قرار گرفته‌است، برای دستیابی به حضور گسترده مردم در فرآیند برنامه‌ریزی، وجود قالب ساختاری مشخص و كارآ برای سازماندهی آنها ضروری به‌نظر می‌رسد. از جمله این ساختارها و اشكال سازماندهی شده مردم، تشكلهای صنفی و حرفه‌ای هستند. علاوه بر این خود این سازمانها و تشكل‌ها نیازمند یك سری قوانین و مقرراتی هستند تا در سایه آن بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند.

 

گرچه سابقه وجود و فعالیت این‌گونه سازمان‌ها در ایران از قدمت طولانی برخوردار است و بعضی از این سازمان‌ها در برهه‌ای از زمان توانسته‌اند در دفاع از منافع صنفی و حرفه‌ای خود بسیار مؤثر و مفید ظاهر شوند، ولی متاسفانه به دلایل گوناگون تشكل‌های اقتصادی به طور عام و تشكل‌های صنفی بطور خاص بشكل كارآ و مداوم فعال نبوده و همچنین در نیم قرن اخیر اصناف عموماً در مراكز شهری متشكل شده و فعالیت‌های غیركشاورزی را شامل نمی‌شدند.  در واقع بخش كشاورزی به‌رغم سهم عمده‌ای كه در تولید ناخالص ملی و ارزش افزوده داشت، فاقد تشكل صنفی یا مقررات نظام صنفی بود.

 

 در حال حاضر موضوع اصناف در فعالیت‌های كشاورزی كانون توجه صاحب‌نظران و متولیان امر توسعه روستایی است. براساس ماده 35 قانون تشكیل سازمان نظام مهندسی كشاورزی و منابع طبیعی، تهیه و تدوین نظام صنفی كارهای كشاورزی در دستور كار وزارت جهادكشاورزی قرار گرفته است و پیرو ابلاغ آیین نامه نظام صنفی كارهای  كشاورزی(تصویب نامه شماره 40260/ت34274ك مورخ20/3/87) هیئت محترم دولت و به‌منظور سازماندهی صنفی شاغلین بخش كشاورزی، دفاع ازحقوق ومنافع اجتماعی وصنفی كشاورزان ،صدور مجوز فعالیت برای كشاورزان توسط نظام صنفی و نظارت برفعا لیت‌های شاغلین بخش كشاورزی مقدمات تشكیل نظام صنفی كارهای كشاورزی فراهم گردیده است.

 

پیگیری‌ها و اقدامات انجام شده برای استقرار نظام صنفی كارهای كشاورزی

پس از ابلاغ این مصوبه به وزارت جهاد‌كشاورزی اقدامات گوناگون و سامانمندی برای استقرار نظام صنفی كارهای كشاورزی صورت گرفت كه اهم آن عبارتند از:

- توجیه وتبیین موضوع برای كلیه معاونتها وموسسات وابسته درجلسات شورای هماهنگی با حضوركلیه مدیران ستادی

- توجیه وتبیین موضوع در جلسات شورای هماهنگی سازمان جهادكشاورزی 31 استان

- اطلاع رسانی به مردم وتولید كنندگان از طریق رسانه ها و جلسات حضوری و نشریات ترویجی ( در قالب شش عنوان فیلم تهیه و پخش از سیمای جمهوری اسلامی)

 - تشكیل هسته مركزی برای استقرار نظام صنفی دردفتر امور تشكلها

- تشكیل شورای هماهنگی با حضور نمایندگان وزارتخانه های ذیربط

- چاپ ، تكثیر و توزیع آیین نامه اجرایی مصوب دولت و ارسال به استانها و شهرستانها

- تهیه و تدوین شیوه‌نامه‌های اجرایی واساسنامه تیپ نظام‌های صنفی بخش شهرستان و ابلاغ آن به استان‌ها برای تشكیل نظام صنفی بخش شهرستان

- تهیه و تدوین کتاب مشاغل بخش كشاورزی و ارسال آن به دفاتر ستادی و استانها

- شناسایی و كد گذاری مشاغل بخش كشاورزی با همكاری معاونتها  بر اساس نظام طبقه بندی ISIC ( كد كذاری 21 رقمی مشاغل)

- تهیه و ارسال آرم نظام صنفی شهرستان – مهر – سر برگها و نمونه پروانه تأسیس نظام به استانها

- تهیه و ارسال فرمت کارت اعضا و ارکان نظام صنفی شهرستانها و استانها

- تهیه و ارسال فرمت نصب تابلو نظام صنفی شهرستانها

- تشكیل هیئت موسس و نظام صنفی بخش شهرستان در 378شهرستان

- هماهنگی با نمایندگان تام الاختیار معرفی شده توسط وزرای محترم دادگستری ، كارواموراجتماعی و بازرگانی برای استقرار نظامهای صنفی شهرستان

- برگزاری 35 دوره آموزشی كددار برای مجریان و كارگزاران دراستانهای كشور

- اخذ مصوبه هیئت عالی نظارت بر اصناف كشور برای اساسنامه نظام صنفی شهرستان و همچنین دستوالعمل‌های اجرایی

- تهیه وارسال دستورالعمل ثبت نام كشاورزان جهت عضویت در نظام صنفی بخش شهرستان  و صدور پروانه فعالیت برای هر كشاورز

- برگزاری دوره آموزشی کد دار برای اعضاء هیئت مدیره نظام صنفی شهرستانها بمدت یك روز در 31استان

- تهیه وتدوین اساسنامه نظام صنفی استان وبرنامه ریزی برای تشکیل نظام صنفی استان وساختار ملی (بر اساس ماده 13 آئین نامه اجرایی)

- بررسی و تصویب اساسنامه نظام صنفی استان در مراجع حقوقی وزارت جهاد کشاورزی

- تصویب اساسنامه نظام صنفی استان در کمیسون هیئت عالی نظارت بر اصناف کشور

– برنامه ریزی و هماهنگی و برگزاری جلسه با رئیس هیئت مدیره بانک کشاورزی در خصوص مسائل بانكی نظام صنفی کشاورزی

- برنامه ریزی و هماهنگی و برگزاری جلسه با سازمان تامین اجتماعی

- تهیه و پخش برنامه‌های تلویزیونی از مسائل مرتبط با نظام صنفی

- و...

 

کارکردهای اصلی نظام صنفی کشاورزی

 

نظام صنفی كارهای كشاورزی در همه سطوح ملی، استانی و شهرستانی مطابق مقررات و شیوه نامه‌های مصوب فعالیت خواهد‌كرد. در این میان علاوه بر وظایف و ماموریت‌های مصرع در آئین نامه اجرایی حاكم بر تشكیل نظام صنفی، در اساسنامه آنها نیز اهداف و وظایف متعدد و متنوعی برای تامین حقوق و منافع مادی و معنوی كشاورزان پیش بینی شده است كه نتایج عملیاتی شدن آنها كاركردهای نظام صنفی را تشكیل خواهد‌داد. با این حال تجزیه و تحلیل این ماموریت‌ها نشانگر كاركردهای زیر برای این نظام نوپا می‌باشد: 

- تسهیل ارتباط و تعامل بین بخش دولتی و تولید کنندگان و بهره برداران بخش کشاورزی و ارتباط اعضاء تشکلها

- مشارکت نهادینه در تصمیم سازی و تصمیم گیری مربوط به بخش کشاورزی

- پذیرش برخی از وظایف تصدی گری دولت

- افزایش زمینه تولید و بهبود کیفیت زندگی کشاورزان

- تعیین استانداردهای شغلی برای بهره برداران عضو تشكل صنفی بر اساس مقررات نظام صنفی كارهای كشاورزی و الزام افراد صنف به رعایت آن

- هویت بخشیدن به مشاغل كشاورزی

- صدور پروانه فعالیت و بهره‌گیری از مزایای قانونی آن

- قابلیت نظارت بر نحوه تدوین قوانین و مقررات مرتبط با موضوع فعالیت براساس قانون

- حفظ حقوق اجتماعی و صنفی بر اساس شغل و نوع فعالیت

- امكان ایجاد ظرفیت لازم برای به‌عهده گرفتن مسئولیت‌های غیر حاكمیتی

- امكان برخورد قانونی با متخلفان صنف و ابطال پروانه و معرفی به مراجع حقوقی و قانونی

- امكان انتقال مناسب خواست‌های حرفه‌ای و تخصصی اعضای صنف به سیاستگزاران و برنامه‌ریزان دولتی و مدیران اجرایی

- ایجاد زمینه مناسب برای تدوین و تصویب قوانین و مقررات مناسب كه ضامن حقوق اعضای صنف می‌ باشد

- انتقال اطلاعات وتجارب تخصصی و ارتقای سطح دانش اعضای صنف

- ارتقای كیفیت شغلی و اجتماعی تولید كنندگان وتوزیع كنندگان بخش

- آشنایی اعضای صنف با قوانین و مقررات حقوقی و اجتماعی و حقوق صنفی

- قابلیت و امكان پوشش تامین اجتماعی بهتر برای اعضا

- و....

 

* منابع و ماخذ:

1- آئین نامه اجرایی نظام صنفی كارهای كشاورزی(1386). دفتر بسیج سازندگی و توسعه تشكلها، وزارت جهاد كشاورزی، تهران.

2- اساسنامه نظام صنفی كارهای كشاورزی شهرستان و استان(1388). دفتر بسیج سازندگی و توسعه تشكلها، وزارت جهاد كشاورزی، تهران.

  قانون نظام صنفی كشور(1382). وزارت بازرگانی، تهران.

4ـ گروه تحقیق انجمن مدیریت ایران، اصناف و تشكل‌های صنفی، مجله مدیریت، شماره 5.

5- پیگولوسكایا، ن و.دیگران(1354) «تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم میلادی»، ترجمه كریم كشاورز، تهران.

6ـ حسن شایگان(1378) نقش تاریخی اصناف در پیشرفت اقتصادی، نشریه اخبار.

7ـ سیاوش مریدی و علیرضا نوروزی(1373) «فرهنگ اقتصادی»، موسسه كتاب پیشرو و انتشارات نگاه، چاپ اول، تهران.

8ـ حمید‌ كرمی‌پور، «نقش تاریخی اصناف در جامعه ایران»، نشریه طبرستان شماره 1.

9ـ نیكلاس آبركرامبی(1376) «فرهنگ جامعه شناسی»، ترجمه حسن پویان، انتشارات چاپخش، چاپ اول، تهران.

1 - G.Sjoberg, The pre- Industrial city, Glecoe, 1965, p.45.

2-Encyclopedia of Britanica, E. Britanica Inc. , Vol. 20, 1998, p. 549.

3-Encyclopedia Intarnational, Grolier of Canada Limited, Vol, 8,1966,p.223.

4-Encyclopedia Amricana, Grolier Incor porated, vol. 13, 1998, P.577.

5- David Cryslal, The Combridge Encyclopedia, Cambridge University Press, Forth Edition, 2000, P.490.

6- Encyclopedia of Iranica, Routledge and Kegan Paul, London, New yourk, Vol. 1, 1987, P.773.



ارسال در تاریخ یکشنبه 26 شهریور 1391 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

 

4ـ دیدگاههای مربوط به كاركرد اصناف

 

بسیاری از صاحبنظران كه به پیشینه و وضعیت گیلدها پرداخته‌اند، به كاركردهای متنوع این تشكل‌ها نیز اشاره كرده‌اند. «دبلیو. ام. فلور» از جمله این افراد است كه معتقد است تعداد واهمیت كاركردهای گیلدها متناسب با نوع گیلد و دوره‌ای كه در آن فعالیت می‌كرده، متنوع بوده و افزایش تعداد این كاركردها نشان‌دهنده قدرت و اعتبار گیلدها بوده‌است.

 

از نظر فلور این كاركردها را می‌توان در دو مقوله تقسیم‌بندی كرد:

 

● كاركردهای انتسابی (Ascribed functions):

كه با طبیعت گیلدها در آمیخته است. مانند: كاركردهای مالی و اجرایی.

 

● كاركردهای اكتسابی (Aquired Functions):

كه ضرورتاً گیلدها از آن برخوردار نیستند، اما ممكن است طی دوره‌ای از زمان چنین كاركردهایی را به‌دست آورده و عهده‌دار شوند.

 

فلور همچنین به تشریح برخی كاركردهای اقتصادی واجتماعی گیلدها به استناد سابقه تاریخی آنها می‌پردازد. به نظر وی، برخی از عناصر اجتماعی حیات اشتراكی گیلد را امكانپذیر می‌ساخت چون گیلدها ذاتا از مقاومت و انسجام كمتر برخوردار بودند و این عناصر (با كاركرد اقتصادی و اجتماعی) بود كه به آنها انسجام بیشتری می‌بخشید.

 

گیلدها بازارهای خاص خود را داشتند و در برخی موارد به‌خاطر دارایی و سرمایه مشتركشان، در جوار یكدیگر به فعالیت می‌پرداختند. آنها با یك مرجع و مكان مذهبی مرتبط بودند. در ایران اعضای این گیلدها اغلب از یك مسجد برای عبادت روزانه و شركت در فرایض دینی مشترك استفاده می‌كردند و همچنین پاتوق و قهوه‌خانه خاص و همیشگی خود را داشتند. گیلدها به ندرت برای ارائه كمك و مساعدتهای متقابل اقدام می‌كردند. با این حال، استثناءهایی نیز وجود داشت. مثلاً، گیلد نانوایان تهران در حدود سال 1865 میلادی(1234 شمسی)، صندوقی با هدف كمك به هم صنف‌هایی كه كسب و كارشان دچار مضیقه بود، داشتند. سایر گیلدها فاقد چنین صندوقهایی بودند.

 

از دید فلور، اصناف دارای كاركردهای اقتصادی مهمی بودند. یكی از این كاركردها «تثبیت قیمت و استانداردسازی تولید ومهارت در فعالیت تولیدی» بود. براین اساس، اصناف غیر از كاركرد اقتصادی تولید و عرضه كالا، در تثبیت قیمت و استانداردسازی تولید ومهارت تولید، نقش پراهمیتی را ایفا می‌كردند كه مهمترین عامل ایفای چنین نقشی، حكومت بود. در واقع، بخشی از وظیفه حكومت شهر، ثابت نگهداشتن قیمت كالاهای تولیدی نظیر؛ نان، گوشت، چوب و علوفه بود. افزایش قیمت این كالاهای ضروری، احتمال بروز ناآرامی‌های اجتماعی را در پی داشت. از این رو، كلانتر هرماه سران اصناف نانوایان، قصابان، بقالان، علوفه فروشان و زغال فروشان را ملاقات می‌كرد. آنان با همفكری یكدیگر، قیمت فروش تولیدات صنف‌شان را تثبیت می‌نمودند و لیست قیمت ماهانه توسط آنان تنظیم می‌گردید و به اطلاع عموم رسانده می‌شد. صنف‌هایی نظیر صنف نانوایان و قصابان، توانایی زیادی در كنترل قیمت كالاهایشان داشتند. رئیس صنف قصابان هر روز تصمیم می‌گرفت كه چند راس گاو وگوسفند باید در كشتارگاه ذبح گردد. در این مكان بود كه گوشت‌ها مهر می‌خورد تا قصابان غیرقانونی به راحتی قابل شناسایی باشند. مشابه این وضع در مورد صنف نانوایان وجود داشت كه براساس آن مقدار گندمی ‌كه باید آرد شده و هر روز پخت می‌شد، كنترل می‌گردید.

 

با این وضعیت، به‌دلیل اقداماتی نظیر احتكار گندم (آرد) و اتفاقات متعدد، این كنترل قیمت در عمل بطور قطع تحقق نمی‌یافت و از این رو، به‌طور كلی اصناف همیشه قادر به كنترل قیمت‌ها، كه معمولاً از خلال چانه‌زنی قطعیت می‌یافت، نبودند.

 

در كنار این ناتوانی برای تثبیت حداقل قیمت‌ها، فقدان هرگونه تضمین یا كنترل استاندارد شغلی نیز مطرح بود. این نقص نتیجه عدم انسجام سازمانی(عرضی و طولی) اصناف بود. به همین خاطر، حكومت را بر آن می‌داشت تا بر سایر مقررات مربوط به قیمت كالاها نظارت كرده و رسیدگی كند و كیفیت تولیداتی را كه در معرض فروش گذاشته می‌شد، كنترل نماید. چنانكه در عهد صفویه این وظیفه توسط محتسب و بعدها توسط «داروغه بازار» نیز انجام می‌شد. چنین وظیفه‌ای در سال 1907 میلادی از سوی مجلس برعهده «نظمیه» نهاده شد.با این حال، نظارت و مقررات حكومتی نیز در این زمینه سُست و سهل انگارانه بود.

 

فلور همچنین به كاركرد سیاسی گیلدها یا اصناف در ایران اشاره كرده و آنها را بویژه در دوره قاجار دارای نقش و تاثیر زیادی می‌داند. او نیز همانند اغلب صاحبنظران بر این عقیده است كه در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران غیر از دوره قاجار، گیلدها قادر به تقویت موقعیت سیاسی و اقتصادی خود از طریق كنش‌های سیاسی نبودند. درجریان انقلاب مشروطه، گیلدها یكی از نیروها و قطب‌های سیاسی بودند اما آنها این قدرت را در جهت بهبود موقعیت و سازمان ضعیف خود به‌كار گرفتند. هنوز هم فقط با تعلق به یك گیلد بود كه پیشه‌وران می‌توانستند میزانی از امنیت، موقعیت و شأن اجتماعی را كسب نمایند.

 

«پیگولوسیكایا» و سایر نویسندگان كتاب «تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هیجدهم میلادی»، در ارتباط با كاركرد اقتصادی و مدیریتی اصناف در ایران عهد باستان خاطر نشان می‌سازند كه در ایران قبل از اسلام، بنا به شواهد موجود، گروههایی از اصحاب حرف و پیشه‌وران وجود داشته‌اند كه نمایندگان یا رؤسای آنها با دستگاه حكومتی ارتباط داشته و در اداره امور بازارها و تنظیم و تولید و توزیع كالاها و خدمات، ایفای نقش می‌كرده‌اند. به عنوان مثال، صورت مجلس‌هایی كه از مجامع روحانیون، «نستوری» در عهد ساسانیان برجای مانده، نشان می‌دهد كه افرادی به نمایندگی از «پیشه‌وران عضو یك صنف یا رسته» در این مجامع حضور داشته‌اند. وجود عناوین «كدخدایان» یا اساس رؤسای برخی اصناف از قبیل، نقره سازان، جواهریان و.....جزء آنها در این اسناد، نشانگر وجود نوعی گروه‌بندی شغلی ـ حرفه‌ای در این دوران است.

 

«جی. شوبرگ»، ضمن اشاره به این كه گیلدها در جامعه ماقبل صنعتی نه ضرورتاً با زمینه فرهنگی خاص بلكه از لحاظ شكل بنیادی، پدیده‌ای جهانی هستند؛ كاركردهای زیر را برای این تشكل‌ها بر می‌شمارد:

 

ـ تعلیم و آموزش حرفه‌ای.

ـ وضع قواعد گزینش و ورود افراد جدید به مشاغل.

ـ نظارت بركیفیت و ضوابط تخصصی استادكاری.

ـ همیاری و كمك متقابل.

ـ وظایف و كاركردهای آیینی و مذهبی.

ـ تلاش برای تامین تقاضاهای اقتصادی و سیاسی گیلد و اعضای گیلد.

 

«گروه تحقیق انجمن مدیریت ایران» خاطر نشان می‌سازد كه گیلدها یا اصناف دارای یك نظام اخلاقی بودند كه نتیجه آن ایجاد كاركرد اجتماعی و اخلاقی در نزد آنان بود. یكی از موضوعات مهم در واقع از عناصر فرهنگ اداره اصناف، موضوع «فتوت» (به معنای كرم و جوانمردی) بود. فتوت را می‌توان پایه وظیفه اجتماعی و اخلاقی صنف نامید. اصناف از طریق نظام اخلاقی فتوت خود را به جامعه نزدیك می‌كردند و با تثبیت موجودیت و اقدامات خود به عنوان یك ارزش، برای خود امنیت فرهنگی كه امنیت پایداری (بخصوص در مقابل حكومت) بود، تدارك می‌دیدند. محل تجمع اهل فتوت غالباً كافه‌هایی ویژه بود، اعضای اصناف در این كافه‌ها با یكدیگر مشورت می‌كردند، جلسات خود را تشكیل می‌دادند، دستمزد كارگرانشان را پرداخت می‌كردند و مسائل اجتماعی صنف خود را مورد توجه و رسیدگی قرار می‌دادند.

 

«حسن شایگان» بر برخی از كاركردهای اقتصادی گیلدهای اروپایی (بویژه انگلستان) اشاره كرده و برخی از مقررات و شگردهای آنها را در فعالیت اقتصادیشان متذكر می‌شود. وی می‌گوید كه اصناف اروپایی در سازمان دهی و تنظیم كار، تولیدات، سهمیه‌ها، میزان عرضه، تجدید قیمت‌ها و كیفیت و چگونگی رقابت در میان اعضای خود، اتخاذ تصمیم می‌كردند و دخالت و نظارت داشتند. حتی معرفی و عرضه تولیدات و كالاها و تكنولوژی جدید را در صورتی كه لازم می‌دیدند، به تاخیر می‌انداختند كه مبادا تقاضا برای كار كاهش یابد و دستمزدها افت كند. مثلاً دسترسی به بازار را به نحوی زیر كنترل داشتند كه به مثابه انحصار گرایانی كه هم منابع و عوامل تولید و هم بازارهای كالا را زیر عملیات خود داشتند، عمل می‌كردند. بخشی از این تدابیر بدان دلیل بود كه با رشد صنایع بزرگ و تمركز سرمایه و تكامل به سوی سرمایه‌داری در ابعاد گسترده، موجودیت خود آنها به مخاطره می‌افتاد.

 

كاركرد مدیریتی و قضایی (حل اختلاف) از جمله كاركردهای دیگر گیلدها یا اصناف است كه از سوی «جی.بلبترو ـ J. Bleibtreu» و همچنین «فلور» مورد اشاره واقع شده‌است. از نظر آنها سازمان درونی گیلد در دستان رئیس آن و استادكاران با نفوذ بود كه به عنوان ریش سفیدها یا بزرگان شناخته شده بودند. این افراد با یكدیگر بدنه حكومتی و مدیریتی گیلد را پدید آوردند و زمانی كه اختلافاتی به‌جود می‌آمد یا خلافی صورت گرفته بود كه باید مورد تنبیه واقع می‌شد، این بدنه، محكمه قانونی دایر می‌كرد و بدانها رسیدگی می‌نمود. رئیس گیلد به عناوین متعددی نظیر «كدخدا»، «بزرگ»، «رئیس»، «استادباشی» یا «واسطه صنف» شناخته می‌شد. رئیس گیلد به ندرت از مقام خود بركنار می‌شد مگر آن كه از سوی انتخاب كنندگان برعلیه وی اعتراض صورت می‌گرفت. معترضین می‌بایست اهمال یا اقدامات خلافكارانه وی را به اثبات می‌رساندند.

 

 با تامل در دیدگاه‌های مربوط به گیلدها یا اصناف می‌توان دریافت كه این دیدگاه‌ها متناسب با شرایط زمانی و محیط پیرامون گیلدهای مورد بحث طرح شده‌اند. به دیگر سخن، گیلدها به عنوان پدیده‌هایی اجتماعی كه ریشه در تاریخ جوامع بشری دارند، در هر مقطعی از تاریخ و در كنش و واكنش با عوامل محیطی پیرامون خود از نوعی دگرگونی درونی و تنوع ساختار و به تبع آنها از نقش‌ها، ویژگی‌ها و تاثیرات متعدد برخوردار گردیده‌اند. با این حال، باید اذعان داشت كه این تشكل‌ها متناسب با نیازها و خصایص مشترك میان جوامع، تشابهات بسیاری نیز با یكدیگر داشته‌اند. 



ارسال در تاریخ جمعه 27 مرداد 1391 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

2ـ دیدگاه‌های مربوط به ویژگی‌های اصناف

 

 «جی. شوبرگ» مهمترین ویژگی گیلدها را چنین بر می‌شمارد:

 

ـ گیلدها دارای فعالیت وحرفه انحصاری هستند.

 

ـ مقرراتی برای انتخاب اعضای خود دارند.

 

ـ جریان آموزش صرفاً در درون گیلدها اتفاق می‌افتد.

 

ـ گیلدها كانال‌هایی برای ابراز تقاضاها یا نیازهای سیاسی هستند.

 

ـ گیلدها دارای كاركردهای اجتماعی هستند.

 

گروه تحقیق انجمن مدیریت ایران، ویژگی‌های عمده اصناف و تشكل‌های صنفی در ایران در پیش از ظهور سازمان‌های مدرن را در موارد زیر خلاصه می‌نماید:

 

ـ هر گروه صنفی دارای تشكل خاص خود بودند.

 

ـ آنها از قوانین و رفتارهایی خاص پیروی می‌كردند.

 

ـ تربیت نیروی انسانی خود را، خود به عهده گرفته بودند.

 

ـ دارای یك سیستم نظارت برای كنترل مهارت افراد بودند.

 

ـ می‌توانستند خواسته‌های اعضای خود را به حكومت ابلاغ كنند.

 

ـ اهمیت ویژه‌ای برای توسعه رفاه یكدیگر قائل بودند.

 

ـ پیوندهای عمیقی میان آنها و مذهب وجود داشت.

 

 ـ نوعی نظام انتخاب مبتنی بر استادی و سن (تجربه) در آنها حاكم بود كه از این طریق مدیریت آنها شكل می‌گرفت.

 

 ـ ارتباط مالیاتی اعضای خود را با دولت كنترل می‌كردند.

 

 ـ گاه نقشی بسیار مهم در نهضت‌های سیاسی و مذهبی بازی می‌كردند.

 

 حمید كرمی‌پور نیز ویژگی‌های عمده زیر را از قول صاحبنظران در مقاله خود برای اصناف بیان می‌دارد:

 

 ـ اصناف پیشه‌وری بطور كلی واحدهای محلی هستند كه به ندرت در سطح یك سرزمین عمل می‌كنند.

 

 ـ اصناف در محله‌های خاصی از شهر مستقر شده و تجمع می‌كنند.

 

  ـ سلسله مراتب داخلی اصناف كم و بیش شامل اصناف مختلف می‌باشد، زیرا همه اصناف از پایگاه اجتماعی یكسان برخوردارند.

 

 ـ اصناف سازمان داخلی مخصوص به خود را دارند كه از سلسله مراتب مشخصی برخوردار است.

 

 

3ـ دیدگاههای مربوط به ساختار درونی اصناف

 

دیدگاه‌های موجود درباره گیلدها یا اصناف، در اغلب موارد به ساختار درونی وسلسله مراتب موجود در درون گیلدهای پیشه‌وری پرداخته‌‌اند كه در اینجا به چند مورد عمده اشاره می‌گردد:

 

«ساموئل.ئی. گلاك» معتقد است، ساختار سازمانی گیلدهای پیشه‌وری منعكس كننده دغدغه‌های جوامع عهد قرون وسطی برای زندگی براساس «نظم طبیعی» امور بود. از نظر وی گیلدها ضرورتاً دارای سلسله مراتب تثبیت شده‌بودند. در هر نوع پیشه تحت پوشش گیلدها، استاد كارها (استاد باشی‌ها) دارای كارگاه خاص خود بوده و شاگردانی را تربیت می‌كردند كه به مدت چند سال و تا دست یافتن به سطح قابل قبولی از آموزش، با آنها قرارداد می‌بستند. شاگردان بعد از اتمام این دوره به مقام «صنعتگران» دست می‌یافتند. صنعتگر، پیشه‌ور ماهری بود كه در قبال دستمزد در كارگاه استاد، كار می‌كرد و این تنها راه جمع‌آوری سرمایه برای ایجاد یك كارگاه مستقل و مختص خودشان بود، گرچه در سلسله مراتب سخت گیلد، تنها برخی از آنان به عنوان استاد مجاز به این كار می‌شدند.

 

مؤلفین دایره‌المعارف «بریتانیكا» نیز اذعان دارند كه ساختار درونی گیلدها (گیلدهای پیشه‌وری) در دوره قرون وسطی براساس شواهد موجود، شناخته شده‌است و این ساختار در مورد گیلدهای سراسر اروپا مشابه می‌باشد. در این گیلدها، اجتماعات اعضای گیلد از برخی قدرتهای قانونگذار برخوردار بودند، اما كنترل خط مشی گیلد در دست تعداد اندكی از مقامات رسمی (صاحب‌منصبان) و شورای مشاوران یا معاونان قرار داشت. گیلد تمایل داشت به صورت یك بدنه به شدت سلسله مراتبی ساختمند، برپایه سیستم كارآموزی استاد و شاگردی درآید.

 

در این ساختار، اعضای یك گیلد به سلسله مراتبی همچون؛ استادان، كارگران ماهر و شاگردان تقسیم می‌شدند. استاد، پیشه‌ور تثبیت شده‌ای از توانایی‌های مشخص بود كه شاگردانی را در اختیار داشت. شاگردان نیز پسر بچگانی بودند كه در اواخر دوره كودكی قرار داشته یا نوجوان و بالغ بودند. این افراد در خانواده استاد ساكن شده و توسط وی رموز كسب و كار را می‌آموختند. شاگردان از غذا، لباس، سرپناه و آموزش استاد بهره‌مند می‌شدند و در مقابل اینها، بدون این كه دستمزدی دریافت كنند، برای استاد كار می‌كردند. هر شاگرد بعد از اتمام یك دوره خدمت ثابت از  پنج تا نُه ساله تبدیل به یك كارگر ماهر می‌شد. بدین معنی كه، او به عنوان یك پیشه‌ور می‌توانست برای استادان متعدد كار كند و در قبال آن دستمزد دریافت نماید. هرگاه یك كارگر ماهر می‌توانست صلاحیت فنی و شاهكار خود را به اثبات برساند، ممكن بود در گیلد به پایگاه استادی ارتقاء یابد؛ جایی كه با بهره‌مندی از آن، می‌توانست كارگاه خود را دایر كرده و به نوبه خود شاگردانی را اجیر كند و آموزش دهد. استادان در هر گیلد پیشه‌وری ویژه، تمایل داشتند كه در  چرخه درونی گیلد به مقام ریاست گیلد انتخاب شوند تا بدین طریق نه تنها صاحب صلاحیت فنی باشند، بلكه همچنین توانگری و موقعیت اجتماعی‌شان را ارتقاء دهند.

 

«شاگردی» عنصری پایه‌ای در گیلد پیشه‌وری بشمار می‌رفت، زیرا تداوم فعالیت و سنت، نیروی كار را كه رفاه و موجودیت گیلد بدان وابسته بود، تامین می‌كرد. شاگردان در برخی پیشه‌ها از ارزش‌ بالایی برخوردار می‌شدند و خانواده‌ها برای به كارگیری فرزندانشان در آن پیشه‌ها می‌بایست مبلغ كلانی را به استاد پیشه مورد نظر می‌پرداختند تا فرزندان آنان را به شاگردی بپذیرد. در اغلب موارد شاگردان نسبت به فرزندان خود استاد و سایر خویشان وی از محدودیت در به كار گماری برخوردار بودند .

 

«دبلیو. ام. فلور» با بررسی متون مختلف بویژه متون ایرانی درباره گیلدها و اصناف ایرانی و ساختار درونی آنها مباحثی را بیان داشته است. او عقیده دارد كه گیلدهای ایرانی بویژه در دوره صفوی از ساختار و سلسله مراتب كاملاً تثبیت شده‌ای برخوردار بودند. در این دوره هر حرفه و پیشه‌ای دارای گیلد خاص خود بود و هر گیلد توسط رئیس اداره می‌شد كه حداقل، با رأی دوسوم (چهاردانگ) استادان حرف تحت پوشش آن گیلد انتخاب می‌گردید.

 

رئیس گیلد (كدخدا یا كلو) خود معمولاً فاقد كارگاه بود و از گیلدها عایدی دریافت می‌كرد. گرچه انتخاب رئیس به صورت دلخواه از میان قدیمی‌ترین و با تجربه‌ترین استادان گیلد انتخاب می‌شد، اما این كاركرد اغلب در عمل به صورت موروثی بود. كاركرد رئیس گیلد از سوی كلانتر شهر با حكمی كه تنظیم كرده و ردایی كه بدو می‌داد، تایید می‌گردید. كلانتر همچنین اسناد انتخاب كدخدا را بعد از این كه توسط دستیارش (نقیب) صحه گذاشته می‌شد، به رسمیت می‌شناخت.

 

رهبران گیلدها بواسطه برخورداری از قدرت قضایی كه منبعث از اختلافات درونی گیلد و شكایات مشتریان از اعضای گیلد بود، دارای اقتدار بودند. بویژه رهبران آن دسته از گیلدهایی كه موظف به انجام بیگاری برای حكومت بودند، از اقتدار زیادی برخوردار بودند، زیرا آنان تعیین می‌كردند چه كسانی و به چه میزان باید دربیگاری شركت جویند. مخالفت در برابر رئیس گیلد و مشاوران وی (ریش سفیدها و سرجوخه‌ها) ممكن بود با عنوان عدم مشاركت در بیكاری به تنبیه منجر شود .



ارسال در تاریخ شنبه 17 تیر 1391 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

مروری بر دیدگاههای نظری مرتبط

 

تحلیل‌های موجود درباره اصناف از رویكردی چندگانه و تاریخی برخورداراست. اصناف(گیلد) را باید یك پدیده چندوجهی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی) جهانی دانست كه در طول تاریخ از دگرگونی‌ها و تأثیرات درونی و بیرونی برخوردار شده و همین تحولات سبب ابراز تحلیل‌های متعدد از سوی صاحب‌نظران شده‌است. در یك تقسیم‌بندی كلی، دیدگاه‌های مربوط به گیلدها و اصناف را می‌توان درچند حوزه عمده قرار داد. بخشی از این دیدگاهها به «علل و شرایط پیدایش گیلدها»، برخی به «ویژگی‌های گیلدها»، تعدادی به «ساختار این تشكل‌ها» و بالاخره، بخشی نیز به «كاركردهای آنها» اشاره دارند.

 

 

1ـ دیدگاه‌های مربوط به پیدایش اصناف

 

در این حوزه یكی از بارزترین دیدگاه‌ها مربوط به «دبلیو.ام. فلور ـ W.M. Floor» می‌باشد. فلور معتقد است، شكل‌گیری پیشه‌وران، حجره‌داران و بازرگانان در تشكل‌های جداگانه، مختص ایران یا كشورهای اسلامی نیست. چنین تشكل‌هایی برآیند طبیعی ساختار و نیازهای جوامع ماقبل صنعتی است.

 

وی عامل حكومت را از مهمترین عوامل در شكل‌گیری و رشد اصناف می‌داند. از دید فلور، حكومت در جامعه ماقبل صنعتی اساساً در زمینه جمع‌آوری مالیات، ارائه خدمات عمومی و برقراری قانون و نظم دخالت می‌كرد. به منظور برقراری نظم و امنیت و بنابراین اطمینان از جمع‌آوری مالیات، حكومت ناگزیر از سازماندهی حیات اقتصادی بود. نماد این اقدام در فرهنگ اسلامی وجود مقامی با عنوان «محتسب» بود. حكومت برای این كه به حد كفایت به اجرای قواعد مقررات خود دست یابد، برخی از گروه‌های اقتصادی ـ اجتماعی را كه از ویژگی‌ها و منافع مشتركی برخوردار بودند، از یكدیگر منفك و سازماندهی می‌كرد و سپس این اجازه را به آنها می‌داد كه امور مربوط به خود را زیر یك سری شرایط، كه در عین حال حقوق آنها را محفوظ می‌داشت، تنظیم و رتق و فتق نمایند. این گروه‌ها تحت نظر حكومت و به صورت ساختاری متشكل فعالیت می‌كردند. به عنوان مثال، حكومت به‌جای این كه با تك تك این پیشه‌وران و عاملان اقتصادی ارتباط یافته و اهداف خود را پیاده سازد، با نماینده این گروه‌ها ارتباط برقرار می‌كرد.

 

میزان دخالت حكومت در امور مربوط به اصناف، بسته به امنیت و ثبات درونی حكومت و تدابیر آن متنوع بود. این افزایش نقش حكومت در امور گیلدها با این واقعیت تقویت می‌شد كه افراد با سواد در میان مردم و حتی گروه نخبگان در جوامع ماقبل صنعتی اندك بودند و نخبگان اغلب منشأ غیربومی داشتند. از این رو حكومت‌ها به این نكته اطمینان داشته و امیدوار بودند كه افراد صلاحیت‌دار غیرنخبه درمیان جمعیت بومی، فرامین و خواست‌های حكومتی را در فضای عملی و حرفه‌ای به كار بندند.

 

مولفین «دایره‌المعارف بریتانیكا»، در مورد پیدایش اصناف در اروپا چنین اظهار می‌دارند كه چنین تشكل‌هایی به عنوان سازمانهای تجاری یا پیشه‌وری پایدار، به‌طور آشكار در رم باستان موجودیت یافتند و با عنوان «كالجیا ـ Collegia» به فعالیت ‌پرداختند. چنین پیداست كه گیلدهای پیشه‌وران سالیان بعد در جمهوری رم ظهور كردند. این تشكل‌ها توسط حكومت مركزی مورد تأیید قرار گرفته و تابع اختیارات روسای حكومت‌های بخش (كلانتری‌ها) بودند. از زمان سلطنت امپراطور، والریوس (یا دیوكلتیانوس ـ G.A.Valerius Diocletianus» در اواخر قرن سوم میلادی به بعد، حكومت به گونه‌ای سنجیده این گیلدها را در جهت منافع عمومی و نظم اجتماعی به‌كار گرفت و كوشید عضویت در گیلدها را در جهت ماندگاری كاست‌مانند پیشه‌وران ماهر محدود سازد. اما افزایش تقاضاهای مالی كه از سوی حكومت در واپسین روزهای امپراطوری رم برگرده گیلدها نهاده شده بود، در حدود قرن چهارم میلادی، بسیاری از گیلدها را به وضعیت متزلزل پیشین سوق داد.

 

با سقوط امپراطوری رُم غربی، گیلدها به مدت بیش از شش قرن از جامعه اروپایی ناپدید شدند. اما این تشكل‌ها، در امپراطوری رُم شرقی (بیزانس) و مركز آن قسطنطنیه (استانبول) دوام یافتند و تقویت شدند. گرچه برخی از تاریخدانان معتقدند، گیلدهای اروپای قرون وسطی از همان «Collegia» یا گیلدهای امپراطوری بیزانس نشأت گرفته‌اند، اما به‌طور مستقیم هیچ‌گونه ارتباط تثبیت شده‌ای میان این نهاد‌های متعدد وجود نداشته و منشا گیلدهای قرون وسطی می‌تواند در اقتصادهای متغیر اروپایی غربی و شمالی یافت شود، با این عنوان كه آنها برخاسته از اعصار تاریك این دوره هستند.

 

در واقع، ظهور دگرباره اصناف صرفاً با رشد و توسعه شهرها در قرون دهم و یازدهم میلادی و در پی دگرگونی‌های مكانی ناپایدار آنها و همچنین عقب‌ماندگی مناسبات ارضی و كشاورزی در این اعصار تاریك امكانپذیر گردید. تا این زمان، تجار و كاسبان، صرفاً دستفروشان دوره‌گردی بودند كه از بازاری به بازار دیگر و از شهری به شهری دیگر می‌رفتند و به داد و ستد تجاری دست می‌زدند. این افراد به تدریج در همان حینی كه فعالیت تجاری انجام می‌دادند، گرایش به همدست و متحدشدن با یكدیگر پیدا كردند تا بدین طریق خود را از چپاول و یغماگری فئودال‌ها محافظت كنند. بتدریج، تجار فعالیت‌های خود را گسترش دادند و وظایف تجاری سیار خود را به منتقل كنندگان كالاهایشان واگذار كرده و خود در شهری خاص استقرار یافتند و فعالیتشان را در آنجا تثبیت نمودند.

 

بدین ترتیب تشكل‌های تجار به گونه‌ای سریع و استوار سازمان یافت و از سوی حكومت به رسمیت شناخته شد و فعالیتشان قانونی تلقی گردید. این تشكل‌های تجاری یا گیلدها به صورت درونی و محرمانه به ساماندهی و حمایت فعالیت تجاری اعضای خود، هم در زمینه تجارت در مسافت‌های طولانی و هم در زمینه آن دسته از فعالیت‌هایی كه نیازهای ساكنان شهر را ارضا می‌كرد، پرداختند.

 

پیشه‌وری به‌زودی در پی ظهور گیلدهای تجاری پدیدار شدند. این گیلدها در شهرهای در حال گسترشی نضج گرفتند كه در آنها تقسیم كار فراوانی در حال ایجاد شدن بود. گروه پیشه‌وران در یك شهر معمولاً شامل یك تعداد از خانوارهای دارای كارگاه در همسایگی یكدیگر بود كه صاحبان آنها یا دارای پیوند خویشاوندی با یكدیگر بودند یا نسبت به هم آشنایی داشته و یا دارای ارتباط استاد و شاگردی با یكدیگر بودند. این پیشه‌وران نسبت به اتحاد با یكدیگر گرایش پیدا كردند تا رقابت میان خود را تنظیم كنند و بدین ترتیب آسایش و رفاه خود را به‌طور اخص و شهر را بطور اعم فراهم آورند. از این رو، آنان در مورد برخی مقررات اساسی برای اداره امر تجارت خود توافق كردند و معیارهای برابر در این باره برقرار ساختند و بدین ترتیب نخستین گیلدهای پیشه‌وری شكل گرفتند .

 

 

«ساموئل. ئی. گلاك» نیز درباره ظهور دو شكل متفاوت از گیلدها در اروپا معتقد است كه در ابتدا، پیشه‌ور استادكار، خود راساً كالاهای تولیدی‌اش را به فروش می‌رساند. با این حال، با بسط جغرافیایی تجارت، میان گیلدهای تجاری و پیشه‌وری در قرن سیزدهم میلادی تمایز پدید آمد.

 

همان‌گونه كه تجارت رشد می‌كرد، كاركردهای تاجر و پیشه‌ور به طور فزاینده‌ای از هم منفك گردید. از این رو، در اواخر قرون وسطی دو شكل جدید از گیلدها پدیدار شد و گسترش یافت كه عبارت بود از: تشكل‌های تاجران و تشكل‌های صنعتگران.

اعضای تشكل‌های نوع نخست را گروه دلالان و تاجران ابتدایی تشكیل می‌دادند و از بسیاری جهات از گیلد تجاری با سبك كهنه و پیشن كه سازنده و فروشنده، هردو، را در بر می‌گرفت، متفاوت بودند. در گروه دوم، صنعتگران و خرده مالكان بودند كه به یكدیگر پیوستند تا از حقوق خود دفاع نمایند. و در پی آن در درون ساختار خود گیلد، كشمكش میان استادكاران و زیردستان آنها؛ یعنی صنعتگران ماهر یا دستمزد بگیران پدید آمد. مسائل مورد كشمكش شامل؛ سطح دستمزدها، ساعات و شرایط كار و بالأخره مقررات عضویت در گیلد بود .

 

«برایس لیون» نیز درباره پیدایش گیلدها دیدگاه مشابهی دارد. او نیز معتقد است گیلدها به‌طور واضح تا پیش از قرن یازدهم میلادی در اروپای غربی وجود نداشت و نمی‌توانست موجودیت یابد. زمینداری اولیه بعد از سقوط امپراطوری رُم، با كمبود تجارت و صنعت مواجه گردید. در این زمان بود كه گیلدها رشد كرده و صرفاً در پی رشد شهرهای كوچك در قرون دهم و یازدهم میلادی گسترش یافت.

 

تاجران در اواخر قرن دهم میلادی به صورت سیار كالاهای تجاری خود را حمل كرده و داد و ستد می‌كردند. آنها با هدف محافظت خویش و برآوردن مقاصد اقتصادیشان، در قالب گروههای كوچك به هم پیوسته و بدین طریق خود را در برابر خطر غارت و چپاول كالاها حفظ كردند و از قدرت داد و ستد فزاینده‌ای برخوردار گردیدند.

 

گیلدهای پیشه‌وری نیز در پی تثبیت گیلدهای تجاری در شهرها و ضرورت وجود كالاهای تولیدی بیشتر برای تجارت روزافزون، پدید‌ آمد و رفته رفته در قالب شاخه‌ای از فعالیت گیلدهای تجاری (تولید كالای تجاری خاص برای یك گیلد تجاری خاص) تشكل یافت .

اما «دیوید كریستال» معتقد است، گیلدها در ابتدا به صورت سازمانهایی كه دارای مقاصد وقف و ایثار و خیریه بودند، نضج گرفت و رشد كرد. با این حال، كاركردها و فعالیت‌های آنها بگونه‌ای فزاینده از 1300 میلادی در حوزه‌های اقتصادی و معنوی (مذهبی) رشد نمود. این گیلدها در شكل تجاری و پیشه‌وری، زندگی اقتصادی شهرهای قرون وسطی را تحت كنترل درآوردند و گیلدهای مذهبی نیز در شهرها و روستاها رشد كرد و رونق پیدا كردن .

 

«لویی ماسینیون ـ L. Masinion» مستشرق غربی، از دیگر افرادی است كه در زمینه ظهور و رشد گیلدها و اصناف در ایران و سرزمین‌های اسلامی و علل آن بحث كرده‌است. به عقیده وی، یكی از عوامل مهمی كه در سرزمین‌های اسلامی و از جمله ایران نقش بارزی در پیدایی اصناف داشت، «نهضت اسماعیلیه» بود. از نظر وی، ماهیت گروه‌های اسماعیلی و روحیه مبارز طلبی آنها، موجب سازماندهی پیشه‌وران در دوره اسلامی گردید. به علاوه، اصناف قبل از هرچیز سلاحی بود كه داعیان قرمطی در مبارزه خود برای گردآوری نیروهای سرسپرده به‌كار می‌گرفتند تا با ایجاد نیرویی از آنها، بتوانند بهتر با خلافت عباسی و نمایندگان آنها مبارزه نمایند و برای بهره‌گیری بهتر و بیشتر از پیشه‌وران، اصناف را پدید آوردند و بدین وسیله برآنها تسلط یافتند.

دلایلی كه «ماسینیون» برای اثبات نظرات خود آورده‌است، عبارتنداز: توجه اسماعیلیه به پیشه‌وران و نیز اهمیت دادن «اخوان الصفا»، یكی از گروههای اسماعیلیه، به پیشه‌وران و تولیدات آنها و نیز اختصاص یافتن یك رساله از رسائل این گروه به طبقه‌بندی شغل‌ها و كارهای دستی و بیان نقش مهم آنها در زندگی انسان.

 

نقطه نظرات «ماسینیون» درباره چگونگی پیدایش و گسترش اصناف و نقش نهضت اسماعیلیه در آن، برمبنای شباهت‌ها استوار است، نه منابع و مآخذ مستند تاریخی. از این رو، یكی از پژوهشگران «تاریخ اجتماعی سرزمین‌های اسلامی» به نام «استرن ـ Stern» به گفته‌های وی سخت انتقاد نموده و آنها را بخاطر عدم اتكا به دلایل مستند و متقن رد نموده‌است. اگرچه برخی از انتقادها برعقیده «ماسینیون» وارد است، اما به شهادت منابع تاریخی، اسماعیلیان در میان طبقات فرودست اجتماع نفوذ فوق‌العاده‌ای داشته‌اند و پیشه‌وران نیز چون در شمار اقشار تهیدست قرار داشتند، مجذوب شعارهای انقلابی آنان می‌گردیدند و برای پیوستن به آنها، ناچار از پذیرش تشكیلات سازمانی و سلسله مراتب آنها بودند.

 

«جی. شوبرگ ـ G. Sjoberg» نیز همانند «فلور ـ Floor» در كتاب خود با عنوان «شهر ماقبل دوره صنعتی»، معتقد است كه شكل پیشه‌وران و اصحاب حرف یا كسبه گروه‌های جداگانه‌ نتیجه طبیعی ساختار و نیازهای جوامع ماقبل صنعتی است. در این جوامع، حكومت بیش از هرچیز به جمع‌آوری مالیات، تامین و ارائه خدمات اجتماعی و برقراری نظم و قانون علاقه‌مند بوده‌است. حكومت بویژه برای جمع‌آوری مالیات ناگزیر باید زندگی اقتصادی را به‌گونه‌ای سازمان می‌داد كه با گروه‌های صاحب شغل و كار مشترك، به عنوان یك گروه دارای پیكره همكاری مشترك سر و كار داشته باشد.

 

به عقیده «گروه تحقیق انجمن مدیریت ایران»، به‌طور كلی اصناف و گیلدهای تولیدی و تولیدكنندگان صنعتی تنها در شهرهای بزرگ متشكل می‌شدند. كشاورزان و صنعتگران روستایی از همان آغاز فاقد تشكل‌ به مفهوم صنفی بوده‌اند. این ضعف در تشكل پذیری گروه كشاورزان و دامداران هنوز هم وجود دارد و به همین دلیل می‌توان گفت كه این گروه‌ها كمترین قدرت را در شاخص‌های سیاسی و قانون‌گذاری كشور در تمامی اعصار داشته و دارند. این نكته باعث شده‌است كه برخی از تحلیلگران اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران، تشكل‌پذیری را در ایران تنها از تبعات شهرنشینی بدانند.

 

اصناف عموماً از طریق یك رئیس صنف معرفی می‌شدند و در هر منطقه مالیات‌های خود را یك كاسه كرده و یك‌جا به دولت می‌پرداختند. این ویژگی تشكل‌ها باعث می‌شد تا آنها در یك منطقه خاص از بازار متمركز گردند. البته تمركز یك صنف در یك منطقه بازار دلایل مهم دیگری نظیر امنیت به سهولت حمل و نقل و ارتباط بهتر با یكدیگر را نیز داشت. حرفه‌های صنعتی نظیر، برج سازان، فلزسازان، كفاشان، سراجان، كوزه‌گران، پارچه و چیت فروشان، خیاطان و سایر كارگران و استادان صنایع دستی، عموماً در كنار یكدیگر در بخشی از بازار فعالیت می‌كردند. اما رشته‌هایی نظیر: قنادان، طباخان، عطاران، میوه‌فروشان و سبزی‌فروشان كه غالباً نیازهای غذایی گروههای دیگر را تامین می‌كردند، هیچگاه متمركز نشدند.

 

و بالاخره این كه «حمید كرمی» درباره زمینه‌ها و علل تشكیل اصناف به عنوان پدیده‌ای اجتماعی، موارد زیر را بر می‌شمارد:

1ـ نیاز مفرط برخی صاحبان مشاغل برای به‌دست آوردن حق انحصاری تولید و فروش كالاهای مورد نظر خود.

2ـ مطالبات سیاسی برخی از دسته‌های پیشه‌ور شهری.

3ـ وظایف مذهبی و آیینی گروه‌های شهری و لزوم انجام آنها.

4ـ لزوم حفظ مهارت‌های شغلی و گسترش آنها در بین پیشه‌وران شهری.



ارسال در تاریخ دوشنبه 29 خرداد 1391 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

تالیف: دکتر عبدالرضا مسلمی، مهندس محمدرضا محمدزاده

 

بحث تاریخچه ای و به عبارتی " آنچه گذشت " در باره صنوف کشاورزی نظیر آشنایی با تاریخچه اصناف در جهان و ایران، معرفی مبانی حقوقی و بررسی تاریخی كاركردهای نظام صنفی كارهای كشاورزی، ساختارهای درونی اصناف و غیره، یکی از آن نیازهای مهم همه افرادی است که با بحث صنوف کشاورزی مرتبط هستند.

در فصلنامه " روستا و توسعه" مقاله ای به تفصیل با عنوان" واكاوی تاریخی- نظری صنف و مروری بر كاركردهای نظام صنفی كارهای کشاورزی" به تالیف دکتر عبدالرضا مسلمی و مهندس محمدرضا محمدزاده منتشر شده است که می تواند به نیازهای اطلاعاتی و دانشی گفته شده پاسخ دهد و  در بخش های متعدد ارائه می شود.

...........................................

                                                           

اصناف از قدیمی‌ترین نهادهای اجتماعی در ایران به شمار می‌روند و بررسی تاریخی كاركردهای این نهاد اجتماعی نشان می‌دهد، با اینكه در قرون گذشته نظام مدونی برای برنامه ریزی توسعه اجتماعی اقتصادی در كشورمان وجود نداشته است، با شكل‌گیری اصناف در مراكز شهری، پیشبرد امور فعالین مشاغل خدماتی و تولیدی در ساختاری كاملا منطبق با اصناف در اروپا(Guild) ضمن دفاع از منافع افراد صنفی، در مسیر پاسخگویی به مطالبات مصرف كنندگان كالا و خدمات و همچنین توسعه حرفه ‌ای شاغلین گام بر می‌داشتند.

طرح مسئله، مروری برمفهوم صنف و تعاریف آن:

در كشورهای توسعه یافته، تشكل‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نقش بسزایی در توسعه كشور ایفا می‌نمایند. در این بین، تشكل‌هایی كه با ماهیت اجتماعی و در چارچوب اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و یا با عنوان نظام صنفی عمل می‌نمایند، در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و تهیه و تدوین برنامه‌های توسعه‌ای در كشور نقش مهمی برعهده دارند. این تشكل‌ها علاوه بر انتقال خواسته‌ها و نیازهای اعضا به سیاست‌گزاران، برنامه‌ریزان و مدیران اجرایی كشور و سعی در رفع آنها از طریق اخذ همكاری‌ها و حمایت‌های دولت (خصوصاً حمایت‌های قانونی) می‌توانند محفلی برای انتقال و تبادل اطلاعات و تجربیات و ارتقای دانش عمومی برای اعضای خود باشند.

واژه صنف معادل Guild در زبان انگلیسی و در لغت به معنی رسته، صنف و اتحادیه صنفی است. متناسب با ویژگی‌ها، كاركردها، ساختار و نقش اصناف تعاریف متعددی از آن ارائه شده‌است. مهمترین تعاریف در این زمینه به شرح زیر است:

در دایره‌المعارف عظیم «بریتانیكا ـ Britanica» واژه گیلد(صنف) به صورت زیر تعریف شده‌است: «صنف تشكلی از پیشه‌وران یا تاجران بوده كه برای هدف و حمایت مشترك وهمچنین برای تامین منافع حرفه‌ای‌شان شكل گرفته است.

«ساموئل. ئی. گلاك ـ S.E.Gluck» در دایره‌العمارف بین‌المللی (Encyclopedia International) گیلد را سازمانی داوطلبانه از افراد می‌داند كه در پیشه، تجارت و یا كسب و كار مشابهی درگیر باشند.

«برایس لیون ـ Bryce Lyon» گیلد را اینگونه تعریف می‌كند: «گیلدها در تاریخ اقتصادی، شكلی از سازمان تجار و پیشه‌وران در اروپای غربی و در قرون وسطی بودند كه به منظور حفاظت و تامین اهداف اقتصادی و اجتماعی اعضا پدید آمدند و به شیوه‌های متعدد ، اقتصاد محلی شهر را تنظیم و اداره كردند ».

گیلدها از دید «دیوید كریستال David Crystal» سازمان‌های مذهبی و تجاری هستند كه در قرون وسطی نضج گرفتند و تا روزگار مدرن امروزی دوام آوردند .

از نظر مولفین كتاب «فرهنگ اقتصادی» صنف به گروهی از پیشه‌وران و بازرگانان اطلاق می‌شود كه در جوامع سنتی برای حفظ شغل و حمایت از تخصص خود، گرد هم می‌آمدند و بنابر مقررات خاصی تشكل می‌یافتند.در روزگار كنونی، صنف به گروه‌هایی گفته می‌شود كه صرف نظر از متشكل یا نامتشكل بودنشان، به كار خاصی اشتغال داشته‌باشند، مانند، صنف كفاش، صنف نانوا و غیره .

حمید كرمی‌پور، صنف را اتحادیه پیشه‌وری می‌داند كه در تشكیل آن طبقات پایین اجتماع نقش مهمی دارند. هدف از تشكیل صنف نیز امور اقتصادی و اجتماعی می‌باشد و شرط وجود آن نیز دستگاهی است كه مجریانی داشته باشد و رئیسی برآنها ریاست نماید .

«نیكلاس آبركرامبی« Nicholas Abercrombie» و همكاران در كتاب «فرهنگ جامعه‌شناسی» آورده است: «اصناف عبارت بودند از انجمن‌های شغلی جامعه ماقبل سرمایه‌داری تا اوایل دوران صنعتی كه دانستی‌ها و مهارتهای یك حرفه را از راه ترتیبات كارآموزی، نظارت بر فعالیت‌های شغلی اعضا و جلوگیری از ورود افراد غیر به صنف مفروض، نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌كردند. اصناف معمولاً دستگاه‌هایی برادرانه و وحدت یافته بودند ».

«دبلیو.ام.فلور ـ W.M., Floor» گیلد را به عنوان گروهی از شهریان تعریف می‌كند كه در حرفه مشابهی درگیرشده، رئیس و كارگزاران خود را انتخاب كرده، مالیات پرداخته و از كاركردهای مالی و اجرایی برخوردار باشند .

«قانون نظام صنفی» ایران (مصوب 24/12/1380 و مورد تأیید شورای نگهبان در 24/12/1382)، «فرد صنفی» و «واحد صنفی» را در مواد 2 و 3 خود به ترتیب چنین تعریف می‌كند:

● فرد صنفی: هرشخص حقیقی یا حقوقی كه در یكی از فعالیت‌های صنفی اعم از تولید، تبدیل، خرید، فروش، توزیع، خدمات و خدمات فنی سرمایه‌گذاری كند و به عنوان پیشه‌ور صاحب حرفه و شغل آزاد، خواه به شخصه یا با مباشرت دیگران، محل كسبی دایر یا وسیله كسبی فراهم آورد و تمام یا قسمتی از كالا، محصول یا خدمات خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم و به صورت كلی یا جزئی به مصرف‌كننده عرضه دارد، فرد صنفی شناخته می‌شود .

● واحد صنفی: هر واحد اقتصادی كه فعالیت آن در محل ثابت یا وسیله سیار باشد و توسط فرد یا افراد صنفی با اخذ پروانه كسب دایر شده‌باشد، واحد صنفی شناخته می‌شود .

«آئین نامه نظام صنفی كارهای كشاورزی» (مصوب 1386) «فرد صنفی» و «واحد صنفی» را در بند الف و ب ماده 1 خود به ترتیب چنین تعریف می‌كند:

واحد صنفی: هرواحد تولیدی یا خدماتی كه توسط فرد یا افراد صنفی با اخذ پروانه كسب از وزارت بازرگانی و سایر مجوزهای لازم از مراجع مربوط، با تائید وزارت جهادكشاورزی برای فعالیت‌های موضوع بند(ب) این ماده دایر بوده و یا دایر می‌گردد.

فرد صنفی: هر شخص حقیقی یا حقوقی است كه فعالیت خود را در زمینه بهره‌برداری از آب و خاك به منظور تولید محصولات كشاورزی، گیاهی و حیوانی( از قبیل زراعت، باغداری، جنگلداری، آبزیان، پرورش طیور، زنبور عسل و كرم ابریشم) و همچنین ارائه خدمات فنی و مشاوره‌ای كشاورزی و منابع طبیعی قرار دهد. ...

 

ادامه دارد



ارسال در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط گروه کارشناسان توسعه روستایی وکشاورزی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم